تبليغاتX
ღ♥ღ...تپش قلبم براي تو...ღ♥ღ
ღ♥ღ...تپش قلبم براي تو...ღ♥ღ


اختراع

امروز داشتم پيوند هاي وبلاگمو نگاه ميكردم ..ديدم تقريبا افراد زيادي رو لينك كردم..والبته خيلي از اين افراد هم..خيلي وقت ميشه ازشون خبر ندارم..(حالا اگه من سر زدم كه زدم وگرنه كه هيچ.....)خلاصه دلم خيلي تنگ شده واسه همه دوستاني كه لينك كردم اما من نميتونم به خاطر كمبود وقت به همه سر بزنم خواستم بگم حالا شما اگه سر نميز نيد(مفقودالاثر)ما شما رو فراموش نكرديم!!!!!

خيلي دوس دارم يه روز باتو هم خونه باشم

مگه پيشم نباشي بي تو ديوونه ميشم

مگه از پيشم بري اگه عشقمو نخواي

نياد اون روزي كه تو ديگه پيش من نياي

اره ميميرم براي تواگه تنهام بذاري

اگه دستاتو بخواي تويه دستام بذاري

اگه بري بي وفا بشي يا ازم جدا بشي

اگه جز من با يكي ديگه اشنا بشي

خيلي بي قرار و خستم

به هيچ كسي دل نبستم

تا روزي كه زنده هستم

پايه عشق تو نشستم

اختو قشنگتريني تو مهربون تريني

واسه اين دل شكستم تو بررام اخريني

خيلي واسه تو ميميرم خيلي خوابتو ميبينم

اگه تو ازم جداشي مرگ تو چشام ميبينم

توچشاي من نگاه كن

اسم منو هي صدا كن

خيلي تو برام عزيزي واسيه دلم دعا كن

مارو از خودت بدون با ما اينجورتانكن

عشق دوس داشتنتورو كسي جز من وا نكن

منو پشتت جا نذار همه هستيم مال تو وخودتو تويه دل كسه ديگه جز من جا نكن

مهدي احمدفر





اگر کلمه ((دست)) اختراع نمیشد و از کلمه ی چیز استفاده میشد...چی میشد

هیچ وقت چیزتو پیش کس دیگه ای دراز نکن

هیچ می دونین اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از كلمه ى "چیز" استفاده می كردیم روزانه چه

جمله هایی می شنیدیم

زیاد به مختون فشار نیارین! خودم مثال می زنم

توی كتاب علوم می نوشتند: چیز خیلی مفید است! با چیز می توان اجسام را بلند كرد

بعضی از چیزها مو دارند و برخی دیگر بی مو هستند

ولی كف چیز مو ندارد

هیچوقت چیز خود را توی سوراخ نكنید

چون ممكن است جانوران نوك چیزتان را گاز بگیرند

همیشه قبل از غذا چیز خود را با آب و صابون بشویید

هیچوقت با چیز كثیف غذا نخورید

خانمها همیشه دوست دارند به چیز خود لاك و كرم بمالند

این عمل براى محافظت از چیز خوب است

آدم وقتی سردش می شود چیزش را روی بخاری یا زیر بغل می گیرد

در كتاب تاریخ می نوشتند: اردشیر دراز چیز به هندوستان لشكر كشی كرد و چیز اجانب را كوتاه نمود

مردم توی كوچه و بازار می گفتند: لامصب چیز ما نمك نداره

تو دهن هرکی كردیم جوابش بدی بود

از قدیم می گفتند با هر چیز بدی با همون چیز پس می گیری

پدری به پسرش درس ادب می داد:

پسرم هیچوقت پیش مردم چیزتو دراز نكن

توی بیمارستانها آدمهایی رو می دیدیم كه چیزشون توی تصادف قطع شده و مجبور بودند تا آخر عمر از چیز مصنوعی استفاده كنند! ..... دزدهای مسلح موقع زدن بانك می گفتند: چیزها بالا

چیزهاتون رو بذارین پشت سرتون

اگه كسی چیزش به زنگ خطر بخوره چیزشو می شكنیم

و رییس بانك به پلیس می گفت: چیزم به دامنتون! دزدها رو بگیرین! و پلیسها هم چیز از پا درازتر از ماموریت بر می گشتند

هر روز در اخبار می شنیدیم كه: اینبار چیز استكبار جهانی از آستین فلانی بیرون آمده

و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز من با دختر خانمی آشنا شدم

او چیزش رو دراز كرد و من چیزش رو گرفتم و كمی فشار دادم! چه چیز گرم و لطیفی داشت

از خجالت چیزش خیس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد

دیروز بازم اونو توی اتوبوس دیدم

چیزم رو به میله گرفتم و رفتم جلو! از دیدن من خوشحال شد و گرم صحبت شدیم

اتوبوس خیلی تند می رفت و من برای اینكه اون نیفته چیزم رو گذاشتم پشتش

از این كار من خوشش اومد و تشكر كرد

اون دو ایستگاه بعد پیاده شد و من چیزم رو براش تكون دادم

امروز هم توی كافه تریا قرار داشتیم

رفتیم و سر یه میز نشستیم... فضای اونجا خیلی تیره و تار بود... من چیزمو گذاشتم روی چیزش و

گفتم: چقدر چیز شما كوچیك و نرمه! اون هم گفت: چیز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشیدن

قهوه بیرون اومدیم... چیزامون توی چیز همدیگه توی خیابون راه می رفتیم و مردم هم ما رو نگاه می كردند

اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چیزمو گرفت و من هم چیزشو فشار دادم! ازش دور شدم و از

دور چیزمو واسش تکون دادم

هوا خیلی سرد بود

چیزم داشت یخ میزد

برای همین چیزمو گذاشتم توی جیبم

چیزتون درد نکنه که اپمو خوندید مرسی!!!!(دراخر خم باید بگم ادم همیشه باید مثبت برداشت کنه)





برچسب‌ها: اختراع, كلمه, عكس هاي زيبا ي گل, مطالب جالبو داغ, بهترين مطالب
2 نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

دوبیتی ها ی مریم حیدرزاده

دوبیتی ها ی مریم حیدرزاده






فرق:
چشا ت دیگه از من خسته سیره
اما هنوز چشای من اسیره
فقط بدون که این دل شکسته
منتظره بگی واست بمیره

کنایه
چرا روی نقاشیا بیخودی سایه میزنی
این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی
اگه منو دوست نداری راحت اینو بهم بگو
چرا باحرفات و نگات بهم کنایه میزنی

دیوونه
تو داری میری و بارون باز میریزه دو نه دو نه
من میرم سراغ نامه،سراغ سلام بهونه
من میرم توی خلوت واسه چشمات بنویسم
فوق فوقش اینه که تو ،باز بهم بگی دیوونه

حیقت تلخ
دائم برای دیدن هم دیر میکنیم
وقت قرار ها همه تاخیر میکنیم
اول برای عشق همه تند میدویم

اما اواسطش همه گیر میکنی








برچسب‌ها: مريم حيدرزاده, شعرهاي مريم حيدرزاده, عكس مريم حيدرزاده, شعر هاي دخترونه
2 نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 7:25 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

مریم حیدرزاده

گلچینی از شعر های مریم حیدرزاده
حیف عمرم....(مریم)

حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم
حیف غصه ای که خوردم،چون ازت خبر نداشتم

حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم
حیف شوقی که تو گفتی داری اما من ندیدم

حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم
حیف رویام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم

حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو، تو خواب

حیف با وفایی من،حیف عشق و اعتمادم
حیف اون دسته گلی که، توی پاییز به تو دادم

حیف فرصت های نقرم،حیف عمرم و دقیقه م
حیف هر چی به تو گفتم،راس راسی حیف سلیقم

حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده
حیف احساس طلائیم ،حیف این عشق و عقیده

حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود
حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود

حیف جمعه های دلگیر،حیف شنبه های رنگی
حیف اون روزکه نوشتم ،چشای به این قشنگی

حیف فکرایی که کردم واسه جستن بهونه
حیف عشقی که کسی نیس حالا قدرشوبدونه

حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم

حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا
حیف که تو از راه رسیدی اونو دادمش به دریا

حیف چیزی که ندارم،حیف ذوقی که نکردی
حیف گرمیای دستم،که سپردمش به سردی

حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت
حیف اعتماد اون روز، حیف واژه خیانت

حیف اون همه دعاهام ،واسه تو شب یلدا
حیف اون چیزی که گم شد،دیگه ام نمیشه پیدا

حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره
حیف اون حرفا که گفتی ،گفتم اشکالی نداره

حیف اون حرفا که گفتم به تو با لبای خندون
حیف ارزوی دیدار،باتوبودن زیربارون

حیف هرچی که سپردم،حیف هرچی که نبودی

حیف تکلیفم بیاو روشنش کن تو به زودی









یه چیزی قلب عاشقو بدجوری آتیش میزنه

معلومه،بودن باکسی که تفریحش خیانته






پشیمونی
دنیارم اگه بدی دلم ازت صاف نمیشه
دلی که بشکنه و کدر شه،شفا نمیشه
نه دیگه،دوست دارم محاله باور بشه
اسم تو محاله همسایه دفترم بشه
حیف قصری که برات تو رویاهام ساخته بودم
من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم
اصل مطلب اینه که برو پی کارت خودت

کاش با اون سختی نیومده بودم تولدت




برچسب‌ها: شعرهاي مريم حيدرزاده, شعرهاي عاشقانه, شعرهاي زيبا, عكس هاي علي عبدالمالكي, عكس هاي توپ و باحال
2 نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 7:18 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

اخر خنده وطنز

سلاممممممم به دوستان خوبم که همیشه به یادم هستن و به من سر میزنن وبا نظرات قشنگشون منو بیش از پیش شرمنده میکننن ..مرسی از دل گرمیاتون..خیلی وقت بود آپ نکرده بودم خودمم دلم تنگ شده بود... واسه آپ کردن ..اپ کردن بهونس..(دلم واسه خودتون تنگ شده بود)...خب...اما ناگفته نماند که بعضی از دوستان هم خیلی بی معرفت شدن وخیلی وقت میشه که سرنزدن بگذریم..امیدوارم هرجا که هستن خوب و خوش وخرم باشن....(درضمن این رو هم بدونید هر کی به من سر میزنه من حتما بهش سر میزنم درصورتی که دیدید سر نزدم بدونید یابه خاطر این بوده که ادرس وبتونو نذاشتین یا اشتباه گذاشتین..یا خیلی وقته سر نزدین و نظر ندادین و منم دیگه سر نزدم.)یه خاطره کوچولو از مدرسه : امسال بچه های کلاسمون خیلی افت کردن...ناظم و مدیر ومعلم ها همه موندن که چرانسبت به پارسال بچه های کلاس 371 اینقد افت کردن؟؟؟پارسال خیلی خوب بودیم هم اخلاقی و هم درسی ولی نمیدونم امسال چرا بچه درس نمیخونن؟!...بعد بچه ها هم به شوخی رفتن رویه تخته علت درس نخواندنشونو نوشتن..علت اول..نبود خواستگار.....ودوما عروس نشدن وبه ارزوی دیرینه خود نرسیدن(افسردگی مزمن!)...نرفتن پسران به سربازی که اماده زن گرفتن شن!!! !!!!!!!!نمیدونید چه قد خنده داره بود کلی شکلک کشیدنو یعد یکی از بچه هام با گوشی عکس گرفت از تختهههه یادش بخیرچه روزی بود اون روززززز (الان که دارم به اون روز فک میکنم ..دارم از خنده منفجر میشم)حالا اگه شد عکس اون روز از دوستم میگیرم و عکسو آپلود میکنم

خطاب به مرد ایرانی

بياييد پارسي وار *زنها* را پاس بداريد

اين بار اگر زن زيبارويي را ديديد

هوس را زنده به گور كنيد

و خدا را شكر كنيد براي خلق اين زيبايي

زير باران اگر دختري را سوار كرديد

جاي شماره به او امنيت بدهيد

او را به مقصد مورد نظرش برسانيد

نه به مقصد مورد نظرتان

هنگام ورود به هر مكاني .

با لبخند بگوييد: اول شما

در تاكسي خودتان را به در بچسبانيد نه به او

بگذاريد زن ايراني وقتي مرد ايراني را در كوچه خلوت مي بيند

احساس امنيت كند نه ترس

بياييدفارغ از جنسيت .. كمي مرد باشيد(یعنی هم چین چیزی ممکنه؟؟؟فک کنم تا اون موقع امام زما ظهور کنه!!!!!)

مطالب توپ وبا حال

یه دوس دخترم نداریم

ایرانسل اس ام اس داده که مشترک گرامی حالا دوست دختر نداری به جهنم،لااقل گوشیتو روشن کن شاید یکی شمارتو اشتباهی گرفت آشنا شدید آخه

وصیت غضنفر: من از شب اول قبر میترسم منو شب دوم خاک کنید

یه دوست دختر نداریم

یه دوست دختر نداریم،ولی همه فکر میکنن داریم،آش نخورده و دهن سوخت

عزیزم

از شنیدن*عزیزم*در صحبتهای دختر ها ذوق نکنید،به عطسه گربه ها هم همین واکنش رو نشون میدن

تحريم

میترسم تحریم رو کامل کنند،دیگه برای خانم ها لوازم آرایش وارد نشه!فک کنید چه کابوسی جلوی چشمامونه(اخيييي)

دوست پسر

ناشناس:سلام خوشگله ،دوست پسر داری؟

-بله،شما؟

-من داداشتم،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم

شماره ناشناس بعدی

-دوست پسر داری؟

-نه نه اصلا

-من دوست پسرتم....واقعا که....

-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی

-خوب داداشتم دیگه،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو.....

معني كلمات در ايران:

... سطل آشغال

وسیله ای ا ست موجود در خیابان ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها

مدرک تحصیلی

کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع ، قیمتش فرق می کند

اوراقچی

تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند(نخيرممم اگه اينطوريه پس چرا اقايون بيشتراز خانم ها در تصادفات كشته ميشن؟؟)

حراج

حراج اصطلاحی است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمزروی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می کنند

رئیس

فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آید و یا مرخصی است

بزرگراه

نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین فحش های ۲۰۱۲

شب امتحان

شب التماس به درگاه خداوند

شب توبه

البته مجموعه برگه های کمک آموزشی (تقلب) هم بد نیست

تحقیق

copy paste

كردن مقالات اينترنتي بيرون هم كه پروژه ميفروشن..20 تا 30 هزار تومن هلوووووو

گارانتی

یک اسم صرفا زیبا و خوش تلفظ که تنها کابرد آن در هنگام خرید است ! وقتی هم میبری میگن : تعویض که نداریم روی اون جای انگشت دست خورده هست !بعد از ۳۸۹۲۶۴۹۸۲۶۴۳۲ بار التماس میگن اوکی تعمیرش میکنیم !این قطعه رو ۸۹۳۶۲۴۹۳۸۲۶۴۹۳۲۸۶۴ روز دیگه میتونید تحویل بگیرید !

بیمه عمر

قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود

قبولی در دانشگاه

نتیجه ای است در کمال عدالت و انصاف که هیچ ربطی به رتبه کسب شده توسط شما و تلاشتان ندارد !

سریال

فیلمی است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه های دزدی را به شما آموزش می دهد

تلفن همراه

وسیله ای ۴ کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن ، عکس و فیلم گرفتن و نهایتا مخ زنی !

گرانی

واژه ای است زاده توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است

عذرخواهی

از مد افتاده است و بجای استفاده از کلمات معذرت میخوام ، ببخشید ، متاسفم از کلمه های :حالا بی خیال شو ، خیلی خب بابا ،ای بابا خب بابا ، خودتو لوس نکن ! و … استفاده می شود

خودپرداز

دستگاهی است که همیشه خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد ۹۷/۴۵ درصد اوقات خراب است ! اونجاهایی هم که ظاهرا سالمه و خلوت میری کارتت رو میذاری یهو میبینی کارتت رو قورت داد

شناسنامه یا کارت ملی

دفترچه و کارتی که هرکدام از آنها بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتشان لازم هستند ! اگر کارت ملی بدی شناسنامه میخوان شناسنامه بدی کارت ملی میخوان جدیدا هر دو رو با هم بدی گواهینامه میخوان گواهینامه بدی میگن پس کارت ملی کو؟ کارت ملی و گواهینامه باهم بدی میگن شناسنامه کو؟هر سه تا رو باهم بدی میگن کارت پایان خدمت کو … !!!؟

ایرانسل

خط تلفنی است جهت ایجاد مزاحمت و سر به سر دوست و آشنا گذاشتن ! برای کلاه برداران بسیار کاربرد دارد! برای چخوس(زيد)بازانبسيار بسيار كاربرد دارد

از پذیرفتن خانم های بد حجاب معذوریم

تابلویی که در همه جا نصب شده، جهت خنده و عوض کردن روحیه ی مردم

چــــرخــه ضــدحـــال

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه:من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهاتو روبه راه کن.شوهره زنگ ميزنه به دوست دخترش, ميگه: زنم يه هفته ميره ماموريت کارهاتو روبه راه کن.معشوقه هم که تدريس خصوصي ميکرده به شاگرد کوچولوش زنگ ميزنه ميگه: من تمام هفته مشغولم نميتونم بيام.....

پسره زنگ ميزه به پدر بزرگش ميگه: معلمم يه هفته کامل نمياد, بيا هر روز بزنيم بيرون و هوايي عوض کنيم.....

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدير شرکت هست به منشي زنگ ميزنه ميگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده....

منشي زنگ ميزنه به شوهرش و ميگه: ماموريت کنسل شد من دارم ميام خونه...

شوهر زنگ ميزنه به معشوقه اش ميگه: زنم مسافرتش لغو شد نيا که متاسفانه نميتونم ببینمت...

معشوقه زنگ ميزنه به شاگردش ميگه: کارم عقب افتاد و اين هفته بيکارم پس دارم ميام که بریم سر درس و مشق....

پسر زنگ ميزنه به پدر بزرگش و ميگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد...

)ه گوشي رو ور ميداره و زنگ ميزنه به منشي و ميگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت...

چگونه شوهر خود را روانی کنیم

۱غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید:اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد میگرن

-2.هر وقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید،بگویید:اِ،باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره!چرا کندیشون

-3.هر وقت شوهرتان برای شما حرفهای عشقولانه زد،به طرز فجیعی از ته حلق بگویید:هوووووووووووووووق

-4.هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود،به او محل نگذارید و بروید توی اتاقتان روزنامه بخوانید

-5.هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال میباشد،به بهانه تماشای فیلم،سریع کانال را عوض کنید

-6.دائما در حضور شوهرتان،از عرضه و توانایی های مردان دیگر تعریف کنید

7.برای تولد شوهرتان،مسواک و خمیر دندان کادو بگیرید و بگویید که عزیزم امیدوارم صد سال زنده باشی و دیگه هیچوقت دهنت بوی گند نده

-اگر شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن،برای کادوی تولدتان یک عدد پژو ۲۰۶ آلبالویی خرید،با دلخوری بگویید...اگه با ۹ خواستگار قبلیم ازدواج میکردم حتما برام یه ماکسیما میخرید8

-9. وقت دیدید که شوهرتان با خیال راحت خوابیده است،برای ضد حال زدن به او بگویید:عزیزم میدونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم باید بری گوشه زندان بخوابي؟

-10.۵ دقیقه یکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنید و بگویید:عزیزم فقط میخواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نیست و حواست جمع کارته

-11.شوهرتان بگویید:عزیزم،انگار همین چند سال پیش بود که در یک لحظه خر شدم و بله رو گفتم

-از همسرتان معنای عشق را بپرسید و بعد از اینکه دو ساعت عشق را تفسیر کرد و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد به او بگویید:بله!عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه و دروغه.12.

-13.وقت شوهرتان رازی را برایتان گفت و از شما خواست که پیشتان بماند و به کسی نگویید،سعی کنید کسی از دوستان فامیل و همسایه ها نماند که این راز به گوشش نرسد

-14ئما به شوهرتان بگویید:ولی خودمونیم ها،تو بیریخت ترین خواستگارم بودی





-15.قت به دلیل عمل به توصیه های بالا،شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت،با توجه به قحطی شوهر در جامعه با چشمانی پر از اشک به او بگویید:منو ببخش عزیزم و بعد از اینکه کاملا خر شد عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار کنید(در كل خواستم بگم كه هيچ وقت از رو نريد و كم نياوريد...درقابل مشكلات زندگي بايد مقاوم بود حتي طلاق!!!!)





راستی کد لوگوی وبلاگم رو هر کی خواس بهم بگه و..هرکی دوس داشت کدلوگومو بذاره تو وبش(در قسمت تنظیمات وبلاگ(کد های اختصاصی کاربر) ویا در قسمت ویرایش قالبتون بذارید مرسی


برچسب‌ها: اس ام اس, اس ام اس باحالا و حنده دار, خنده, طنز, سرگرمي, مطالب باحال
2 نوشته شده در جمعه 11 فروردین1391ساعت 5:43 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

مطالب جالب و داغ

مطالب جالب وداغ
سلام دوست جونیااااااااااا چطورین ؟خوبین؟با زحمتای ما..ببخشید یه چند وقت بود که نبودم ...اخه خیلی سرم شلوغ بودو... از طرفی هم فشار درسی به شدت زیاده ...(هیچیکی دلش واسه ما نمی سوزه دیگه..)خلاصه الان مهم هست که بالاخره اومدم دیگه ...بذارین از مدرسه براتون بگم...هییییییی امسال که واقعا بد بختیم ..خدا بگم این امتحانای نهایی رو چی کار کنه به خدااااااا داریم کچل میشیممممممم اصلا یعنی چی؟یکی دیگه که معلم ما نیست واسه ما سوالل دربیاره؟؟؟ مامییییییی ..خلاصه که همه دوستام به این نتیجه رسیدن که عروس بشن بهتره!!!!!حداقل اینه که دیگه نمیخواد امتحان نهایی بدن(البته شوخی کردم)امسال دوتا از دوستام ازدواج کردن!.بعد ما سر کلاس بودیم که دیدیم افسانه( یکی از همون بچه هایی که ازدواج کرده امسال) اومد بچه ها تادیدنش گفتن وایییی چه خوشگل شدی چه ناز شدی بعدخانمموون گفت غصه نخورید ایشالا شما هم عروس میشید ..ناز میشید بعد ماااا..(مردیم از خنده) یکی از بچه ها گفت خانم خدا از دهنتون بشنوهههههههه بعد مااااا آی خندیدیمممممم خلاصه که دورانی داره این مدرسه با همه حالگیری هاش خب حالا یه داستان جالب اما واقعی
داستان زندگی ما
نام داستان: معاون دبیرستان
نویسنده: فهیمه پاكروان
سر همت
ماشین می ایستد. سوار می شوم و می نشینم. تا رسیدن به دانشكده دست كم 20 دقیقه در راهم. فرصتی است كه چشمانم را ببندم و فارغ از قال و مقال خیابان به گوش و چشمم استراحتی بدهم
اما ... انگار اشتباه كرده ام زهی خیال باطل. باندهای cd چنجر این پراید كوچك چنان بر سرم می كوبد كه فكر می كنم وسط میدان جنگ ایستاده ام. بیچاره را چه چاره؟ خودم را جمع می كنم و تلاش می كنم نشنوم اما با صدای گوشخراش پسرك خواننده كه ناصاف و ناهنجار شروع به ناسزا گفتن می كند، برق از سه فازم می پرد
برو گمشو، دیگه نمی خوام ببینمت ... چشمهایم گرد می شود
حتما اشتباه شنیده ام. صاف می نشینم با دقت گوش می دهم. پسرك ادامه می دهد: بی وفای لعنتی، هر روز با یكی كه هستی ... دیگر خواب و خیال چرت زدن در ماشین از سرم پریده است. واقعا درست می شنوم. این خواننده محترم كه البته cd و نوارش به مرحمت محدودیت ها و ممنوعیت ها، زیر زمینی تكثیر شده است و دست به دست می شود، مشغول فحاشی و دشنام گویی به یك "دختر جوان" است. یك معشوقه كه ظاهرا بی وفایی كرده و حالا مستحق این همه لعن و نفرین است. فكر می كنم شاید همین یكی باشد و تمام شود. اما تمامی ندارد. صدای دیگری می خواند
بس كه خودخواهی، پر رنگ و ریایی، آتیش زدی به جون من، و بعدی
بی خیال اون كه رفته، بی خیالش، مگه تو چند سال جوونی، و بعدی
گول نگات رو خوردم تو كه فریبه حرفات
و انگار فقط من نیستم كه با تعجب این اشعار پر از بدبینی، خیانت، كینه، بی وفایی، دورویی و البته كلاهبرداری! را می شنوم. دو نفر از آقایان مسافر هم كه انگار حرف دلشان را از زبان خوانندگان محترم بی نام و نشان شنیده اند داغ دلشان تازه می شود . اولی می گوید: راست می گه آقا، -رو به من- خانم دور از جون شما، شما كه ایشالا متاهلید؟! ولی این دخترا خیلی بد شدن. نگا كنید تورو خدا سر و وضعشون رو ببینید. طبقه ی بالای آپارتمان ما دو تا دختر با مادرشون زندگی می كنن. خانم هر روز یكی می رسوندشون. یه روز یه پراید. یه روز یه پرادو! یه روز زانتیا! و دومی هم شادمان از این جنگ تخریبی علیه زن ها ادامه می دهد: اقا همشون دنبال شوهرن. این نشد، یكی دیگه. اون نشد بازم یكی دیگه. اصلا به هیچ كدومشون نمیشه اعتماد كرد، معلوم نیست قبل از ازدواج با چند نفر گشتن و
دارم منفجر می شوم. دلم میخواد یقه ی اقایان را بگیرم و كله هایشان را به هم بكوبم. هیچ كس نیست بگوید اگر خانمها هم مجوز خوانندگی داشتند، آن وقت چه گلایه ها كه از بی وفایی آقایان نمی كردند و چه پته ها! كه روی آب ریخته نمیشد. دلم نمی خواهد بگویم: دخترها هفت خط شده اند، آقایان پاكدامن و نجیب و سر به راه چرا گول می خورند و مدل دوست دخترشان را مثل مدل گوشی های موبایل، راه به راه عوض می كنند. (اونم به بهانه ی اینکه اون لیاقت عشق منو نداشت می رم سراغ یکی دیگه)اما انگار خدا به دادم می رسد. ماشین می ایستد و خانمی چادری سوار می شود و هنوز چند جمله از مكالمه ی آقایان عقل كل را نشنیده، با صدای بلند شروع به مخالفت می كند
آقا چی می گین؟ شما از بدبختی ها و گرفتاریهای مردم چه خبر دارید؟ همه ظاهر قضیه رو می بینن و تند تند حكم صادر می كنن. من معاون یه دبیرستانم. بیایید پای درد دل من بنشینید، خون گریه می كنی

دخترهای مثل دسته ی گل داریم كه گرفتار هزار و یك جور كار غیر اخلاقی شدن فقط به خاطر این كه خانواده نمی تونه، تامینشون كنه. یه دختر سال سومی داشتیم كه می گفت من برای خرید لوازم التحریر مدرسه با یه فروشنده، دوست شدم و هزار تا بلا سرم اومد. یكی دیگه بود گفت ما پنج تا بچه ایم. پدرم معتاده و بی كار. من پول خرید یه روسری یا شال رو هم ندارم. از سر اجبار هر از گاهی با یكی دوست می شم، یكی برام روسری می خره، یكی مانتو می خره. یكی كیف می خره
شما از دل دخترای مردم بی خبرید. اصلا اون آقای 60 ساله ایی كه با یه دختر 18 ساله دوست می شه و براش عطر و ادوكلن و لباس می خره، غلط می كنه! دخترا بی اخلاق شدن، اخلاق و تعهد و نجابت آقایون كجا رفته؟ اونا چرا سوء استفاده می كنن .كی گفته دختر بیچاره ای كه هیچ دستاویز و پناهی برای تامین نیازهاش نداره و به جایی چنگ می زنه ناسالم و.. ! ولی آقا پسرها و آقایان متاهل و حتی پیر و پاتالی كه زن و بچه و زندگی دارن ولی باز هم دنبال دخترای فسقلی فسقلی راه می افتن و با وعده و وعید سرشون رو شیره می مالند، سالم و با اخلاق و..
به مقصد رسیدیم و حرفهای خانم، نیمه كاره می ماند. چقدر خوشحالم. آقایان مدافع حقوق مردها،‌ بی سر و صدا از ماشین پیاده می شوند و فلنگ را می بندند. به نظرم ترسیدند از خانم معاون كتك بخورند. خدا را شكر هنوز هم هستند زنانی كه فریاد كشیدن را از یاد نبرده اند.(هییییییی واقعا چه به سر خود اورده ایم ..این مردنما هارو که باید....راست میگن ...یک مرد می تواند دو زن را هم زمان به یک اندازه دوست بدارد(منظور همون روحیه ی تنوع طلبیشونه دیگه.)
ولی یک زن نمیتواند دو مرد را هم زمان به یک اندازه دوست بدارد (یعنی اینکه ما ماخانم هاهر چی هم باشیم با معرفت تریم دیگه!بر منکرش لعنت!)ویا به قول دکتر شریعتی مردها در مسیر عشق به وسعت نامتنهاهی نامردند گدایی عشق میکنند تا زمانیکه به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند اما همینکه مطمئن شدند نامردی را در کمال مردانگی به جامی اورند....حالا با این اوصاف بازم دست پیپشو میگیرند تاپس نیفتند(خدایی ناکرده..)
فک میکنم این شعرایی که میخوام بنویسم شاید وصف حال این دخترا باشه که باعث شد در جواب اینجور خواننده های (پسری)که اینجور دخترا رو توصیف میکنن بنویسم
ازت متنفرم با همه وجود.. عاشق کسی بودم که لایق نبود
یه دختر تنها یه اسمون تردید به هر کسی دل بست ازش خیانت دید(مریم)
نرنجم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی؟!(مریم)
سخته یکی بهت بگه ستاره شو بچینمت یه کم که بگذره بگه،دیگه نیا ببینمت
من کسی رو میخوام که نیس مث تو پشیمونم دوستت ندارم برو
پشیمونی گرچه نداره سودی خوب شد که فهمیدم بدی به زودی(مریم)
آب ،آیینه عشق گذران است توکه نگاهت به نگاهی نگران است باش که فردا دلت با دگران است
مریم حیدرزاده:

قبل از اینکه شعر مریم روبراتون بنویسم میخوام که مصراع اول این بیت رو، براتون توضیح بدم در اینجا که مریم میگه شاید اشتباه اما عاشقا دروغ میگن...برای توضیحش با ید بگم که..(میدونم ادبیاتتون خوبه ...دراین مصراع ..عاشقا استعارست ..استعاره از پسرایی که فک میکنن عاشق شدن به معنای واقعی کلمه...(اخی مامی فداشون بشه..)و هر بار هم که عاشق میشن ..فک میکنن عاشق ترینن و عاشق تر از اونها تو دنیا وجود نداره!!!!!(نکته قابل توجه)..من که فک میکنم ادمی که چندبار عاشق میشه (به حساب خودش.)هیچ وقت نمیتونه عشق واقعی رو بفهمه چیه...چون هنوز یاد نگرفته عشق واقعی که بر اساس شناخت درست وعقلی هست هیچ وقت جایگزین نداره....وچیزی که جایگزین داره عشقی هست که فقط براساس احساس وعواطف ادمی ست (که به صورت غریزی در همه وجود دارد). و همینطور عشقی که از وابستگی های الکی به ادمی نشات می گیره اونم به خاطرارضاء تنهایی وکمبود(وگرنه تو این دوره زمونه هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره).



شاید اشتباه اما عاشقا دروغ میگن
آدمای مهربون و باوفا دروغ میگن
اوناکه دوستت دارم تکیه کلامشون شده
به تموم اسمونا به خدا دروغ میگن
اونا که می آن به این بهونه ها ،که اومدن
از توی شهرقشنگ قصه ها دروغ میگن
اونا که فدات بشم تکیه کلامشون شده
به تموم آسمونا،به خدا دروغ میگن
اونا که با قسم و ایه میخوان بهت بگن
تاقیامت نمیشم ازت جدا دروغ میگن
منبع شعر(کتاب تقصیر من نبود از مریم حیدرزاده)

تایادم نرفته ..بعضی از دوستان میگن که قالب وبم شلوغه..باید بگم شلوغی وبم ربطی به قالب وبم نداره.شلوغی قالبم به خاطر اینکه تعداد پستام وتعداد لینکام زیاده واسه همین شلوغ به نظر میرسه. بی زحمت تو پست قبلیم نظر بذارید فعلا


برچسب‌ها: خاطرات, دلنوشته, مطالب اجتماعي, حوادث اجتماعي, كل كل دخترو پسر
2 نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1390ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

بدرود

سلام دوست جونيام.خوفين؟خانواده محترم خوفن؟سلام مارو هم اعلام كنيد.اوووم من يكم حالم گرفته (از دنياي مجازي هم اندكي خسته شدم). ا يه چند هفته ي ديگه هم كه مدرسه ها باز ميشه.بااينكه دلم واسه دوستام خيلي تنگ شده اما حوصله مدرسه رفتن رو ندارم. (خب نمي خوام برم مدرسه)راستش يه جورايي هم امسال زيادي ضد حال مي خوريم اخه امتحاناتمون نهايي هست (وايييييي)خيلي اعصاب خورد كنيه ولي خب يكم همت ميخواد كه اين شرايط طاقت فرسارو تحمل كرد.دوباره با بازشدن مدارس بايد به يه سري چيزاعادت كنم مثلا زياد درس بخونم(خرخوني)خيلي كمتر بيام نت (كه به درسام برسم)دركل ديگه وقت سر خاروندن هم ندارم چه برسه اينكه وبلاگمو اداره كنم ونظرات رو جواب بدم .(شايد تا يه مدت طولاني هم اپ نكنم) ولي بعضي موقع ها مي يام نت ويك چندتا از نظرات رو جواب ميدم قول نميدم كه به همتون سربزنم چون ميدونم وقت نميكنم به همه بسرم پس اگه كامنتارو دير جواب دادم يا كلا جواب ندادم باز كسي ازم گله نكنه الورااااااا؟ يه چيزي وقتي آپ ميكنم نميتونم همه رو خبركنم .دراخر هم بايدبگم مدرسه رفتنن ب? فا?ده است چون اگه باهوش باش? معلم وقت تو رو تلف م?کنه اگه خنگ باش? تو وقت معلمو(اين معلم ها هميشه وقت منوتلف ميكنن(اعتمادبه نفس رو حال ميكنيد؟!) راستي بچه ها اگه ميشه به اين وبلاگ هم سري بزنيد وبلاگ زيباي عزيزم هست كه د روبش ختم صلوات هم گذاشته .خوش حال ميشم به وبش سربزنيدپس هركي سر زد بهم بگه مرسي اينم ادرسش

http://dastanezendegiman.blogfa.com/

به اين يكي وبلاگ هم سربزنيدممنون (وبلاگ داش حسين باشعرهاي عاشقانه)

http://www.hb69.blogfa.com/

. اينم كه مال آپ قبليم بود(دروغ پسرا آنتي بوي)گفتم همه روتويه پست بذارم

بدرود

اینا از گفته های پسراست به افتخارشون جيغ دست هورا ..خیلی میخوامت "نفسم ماشاا..ماشالا پسرا کیو نمیخوان

همیشه به یادتم " خصوصا موقع لالا

هميشه باهاتم، البته ازيه نوع ديگش

غیر تو به هیچکس فکرنمیکنم ،"آره جون عمت

من بهت اعتماد کامل دارم، "مخصوصا وقتی درحین صحبت کردن باهاش پشت خطی داشته باشی"

تا حالا باهیچ دختري اینقدر صمیمی نبودم "به جز خواهرم(البته اگه خواهرنداشتن خب ميشه مامي جونشون)!!"

عزيزم جونمو برات ميدم(كيه كه بده؟والا)

دوستت دارم "دروغ سال که جدیدا مد شده(البته هم چينم جديد نيست قدمت داره)


برچسب‌ها: انتي بوي, ضدپسر, كل كل با پسر, مطالب در مورد حرف هاي پسران, چهر ه واقعي پسران
2 نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ ||

اس ام اس های عاشقانه وخنده دار(جوک)

دوست جونيام حتما اين آپمو بخونند:

سلام به دوست جونيام .خوبيد؟(منم خوبم شكر.به خوبي شما خوبم)من بايديه مطلبي روبهتون بگم!علت اينكه اون موقع آپ كردم وهيچ كس رو خبرم نكردم اين بودكه من وقتي اومدم نت اول يه چند تاآپ كردم وبعد مي خواستم جواب نظرات روبدم ولي متاسفانه يه مشكل نرم افزاري واسه كامپيوترم به وجود اومدوديس شدم وبعد كه مي خواستم كانكت بشم مروگر موزيلام باز نمي شد(اكسپلوررهم كه خيلي سرعتش كمه وبهش عادت ندارم واسه همين نشد كه دوباره بيام نت وواسه اپم خبرتون كنم اينو گفتم كه ديگه گله اي نباشه (بابا يكم مثبت انديش باشيدوعلت جواب ندادن من به كامنتارو روحساب بي معرفتي وبي توجهي به كامنتا ندونيد)فداي همتون اوكي؟!يه چيز ديگه، علت اينكه بعضي از كامنتارو يه چندماهي جواب ندادم اين بود كه هر وقت مي خواستم كامنتا هايي رو كه از چند ماه قبل مونده بودرو جواب بدم.مي ديدم كامنت هاي جديدي واسم اومده و سرگرم جواب دادن به اين كامنتا ي جديد( اخرين نظرات )بودم همين بود كه ديگه وقت نمي كردم كامنتايي رو كه از چند ماه قبل مونده و در صفحه هاي قبلي نظرات تاييد نشده بودرو جواب بدم حالا فهميديد چرابعضي از كامنتارو نتونستم جواب بدم وچند ماه هست كه اون نظرات رو نتونستم تاييد كنم !پس كسي ديگه از من گله نكنه من هرچي باشم بي معرفتم نيستم وهميشه به يادتونم. اميداروم وقت بكنم واين سيصد تا نظر تاييدنكرده روتاييد كنم وديگه شرمنده كسي نباشم(اما هميشه به خودم ميگم شتردرخواب بيندپنبه دانه عمرابتونم ازخجالتتون دربيام)شوخي كردم !اميداروم كه از خجالتتون دربيام چون هميشه ميگن در نااميدي بسي اميد است تلويزيون ما سياه سفيد است:

دررابطه با نظرات خصوصي:عزيزاني كه هميشه واسه ي من نظر خصوصي ميذارن، ميخواستم ازتون خواهش كنم كه خصوصي نظر نذاريد دهن من كه مو در اورد.(جدا از اينكه آمار نظرات پايين مي يادكه اونم فداي سرتون)باعث ميشه صفحه نظرات تاييد نشده دير لود بشه و يك وقتي روهم بايد صرف اين كنم كه اين نظرات خصوصي رو كه قبلا جواب دادم رو حذف كنم وكلي از وقت رو در بر مي گيره پس خواهش مي كنم اگه نظري كه مي ديد خيلي خصوصي نيست خصوصي نذاريد ممنونم...(ولي كو گوش شنوا!)راستي بچه ها تاحالا شده دوستاي صميمي وخوبي داشته باشيد واون دوستاتونوازدست بديد؟من خودم دو تا دوست داشتم. تو دوران ابتدايي باهاشون هم كلاس بودم.نمي خوام پيازداغشوزياد كنم اما عاشقشون بودم باورتون ميشه ؟حتي بعضي موقع ها از دوريشون گريه مي كردم يادمه هميشه زنگاي تفريح سه تايي باهم راه مي رفتيم حرف مي زديم...اما الان يه چند سالي ميشه كه ازشون خبر ندارم ..الان دلم براشون يه ذره شده نميدونم اينو تواپاي قبليم گفتم يا نه اما فقط يكي دوبارديگه تونستم يكي از همين دوستاموكه چندسال بودنديده بودمش روتومدرسه ببينم نمي دونيدچه قدخوش حال شده بودم .يادش بخير..خب اينا كه همش حرف بودحالا يكم مطلب پند اموز بذاريم!

1.اگه خورشيدمحوتماشاي تونيست دلگير مشو از پشت كوه اومده(اعتماد به نفس كاذب)

2.پيوندتان مبارك! .....طرح روحيه دهي به مجرد هاي ترشيده

3 .زنگ گوشيتم...سايلنت كن خفه بشم

4.اگه ديدي يه خرس دنبالت كرد نترس!چون اون فهميده تو چه عسلي هستي

5.سلام تا نيم ساعت ديگه براي شام مي يام خونتون

(ستاد ايجاد رعب و وحشت ميان خسيس ها!)

6.تك زنگ چيست؟باخبر شدن دو خسيس از هم ديگر

7.تكنولوژي پيشرفت كرده قبلا در ميزدن فرار مي كردن...حالا اس ام اس ميزنن درميرن

8.عشق هم چون نقاشيست با اين تفاوت كه نقاشي را مي توان پاك كرداما عشق را هرگز!

9.مردان افريننده ي كارهاي مهمند وزنان به وجود اورنده ي مردان.!( به نظرم مهم تر،هم ما خانم ها هستيم كه هم چين موجوداتي به وجود مي اوريم .اخه موجود قحطه!!!!!)هه هه هه (رو اب)

10.زنانيكه ميخواهندمردباشندزناني هستن كه نميدانندزن هستن.(مثلا خود من خيلي دوس داشتم پسر بودم) .الكساندردوما

11.چيزي كه زن دارد و مرد راتسخيرمي كند مهرباني اوست.نه سيماي زيبايش.ويليام شكسپير

12.زن زشت در دنيا وجود نداردفقط برخي از زنان هستندكه نمي توانند خود رازيباجلوه دهند(اصلامگه ميشه ما خانم ها زشت باشيم بااين همه نازو عشوه.. بر منكرش لعنت!).برناردشاو

13.هركجامردي يافت شد كه به مقامات عاليه رسيده يقينا زني پاكدامن اورا همراهي كرده است(بله ديگه ماخانم ها اينيم ديگه به قول ضياء( مجري برنامه ي نيمروز)كاري كه از دستمون بر مي ياد مگه نه؟ .شيلر

14.بگذارشيطنت عشق چشمان تورابگشايد.هرچند انجا جز رنج وپريشاني نباشداماكوري را به خاطر ارامش تحمل نكن.دكترشريعتي

15.عشق مزيت دوفرديست كه دائم سبب رنج و اندوه يكديگر مي شوند.(اگه اين نباشه چي باشه .والا)

16.عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم،عشق متعهداست مردم عهدشكن،عشق هميشه قابل اعتماداست اما مردم نيستند.

17.روزي مردي به خدا مي گه:خداياچرا اينقد زن رازيبا آفريدي؟خداميگه براي اينكه تو از اون خوشت بياد!بعد مرد يه سوال ديگه از خدا مي پرسه ميگه خدايا چرا زن را اينقد احمق افريدي ؟!خداميگه براي اينكه اون از تو خوشش بياد!(حالاشماقضاوت كنين كي بيشتر ضايع شده!البته بايدبه اين نكته هم توجه كرد كه مغازه دار(ماست فروش) هيچ وقت نميگه ماستم ترشه!)


برچسب‌ها: اس ام اس هاي عاشقانه وخنده دار, جوك, خنده, باجال, سرگرمي جذاب
2 نوشته شده در دوشنبه 3 مرداد1390ساعت 8:24 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

فقط براي خنده

سلام به ناناسي هاي خودم چطورين؟ خوبين خوشين؟بازحمت هاي ما؟!بالاخره فاطي اومد بعد يه مدتي!ميدونم خيلي هاتون از دستم ناراحتيد چون بعضي از نظرات رو يه چند ماهي ميشه جواب ندادم باوركنيداز روبي معرفتي نيست خب سرم خيلي شلوغ بود(البته الان يكم سرم خلوت شده به زنم به تخته).واي چه قد دلم واستون تنگ شده بودهمونطور كه گفتم سرم يكم شلوغ بودوقت نكردم بهتون بسرم ولي قول ميدم جبران كنم .خودمونيماااااحسابي واسم تركوندينا مرسي. شما دوستاي گلم هميشه منو شرمنده ميكنيد با نظرات قشنگتون دركل ميخوام از همتون تشكركنم خيلي خجالت زدم كرديد.راستي بچه ها يادتونه ازتون پرسيدم اهنگ وبم پخش ميشه يانه؟شما گفتيد پخش نميشه!ميدونيدچرا پخش نميشد؟خب چون اون كد اهنگ مال ميهن بلاگ بوده نه بلاگفا(اين اصلا سوتي نبود!) اينم يه اپ بعد مدتي:


پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف


سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از

این بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم




دخترها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف
سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کي ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي


فرق درس خوندن دخترها و پسرها

دخترها:

بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.



و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه

حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي




برچسب‌ها: روانشناسي دخترو پسر, درس خواندن دختر پسر, ضريب هوشي دختروپسر, آپ هاي بامزه وباحال
2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:29 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

گل



تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری ؟




نه
از آن پاکتری
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو!
.....
"" زندگی از تو و مرگم از توست..

" حمید مصدق "




برچسب‌ها: حميد مصدق, نوشته هاي حميد مصدق, شعرهاي حميدمصدق, عكس گل زيبا و فانتزي
2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:28 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

سخنان ارامش بخش(ومعنوي)

اگردوست مي خواهي خداكافي است
اگرمونس مي خواهي قرآن كافي است
اگرثروت مي خواي قناعت كافي است
واگر آرامش مي خواهي عبادت كافي است

جواب تشكرراباتواضع،جواب كينه را با گذشت ،جواب بي مهري را با محبت
جواب بي ادب را باسكوت، جواب نگاه مهربون را با لبخند، وجواب خشم را با صبوري

امواج زندگي رابپذير حتي اگر گاهي تورا به عمق درياببرند،آن ماهي را كه هميشه اسوده بر روي اب مي بيني مرده است


برچسب‌ها: مطالب مذهبي, عكس هاي زيباي متحرك, واليپر هاي زيبا براي وبلاگ, عكس هاي عاشقانه متحرك
2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:28 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

دكلمه

دكلمه


پروانه اگرسوخت فقط بال وپرش سوخت ديوانه ي توام كه از عشقت جيگرم

سوخت



دركنج خرابات كسي پير نشد

از خوردن ادمي زمين سير نشد
گفتيم به پيري كه رسيديم توبه كنيم ولي افسوس همه جوان بمرديم وكسي پير نشد

دل به دلدارسپردن كارهردلدار نيست
من به تودل مي سپارم دل كه قابل دار نيست
اي كاش ماهي ميشدم تا دراعماق وجودت به راستي مفهوم زندگي را درك ميكردم
خوب باش وخوبي راشعارخودساز
زيراهيچ چيز جزخوبي براي تو درجهان اخرت نخواهدماند





برچسب‌ها: دكلمه زيبا, شعر, عكس, شعر هاي غمناك, مطالب پند اموز
2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

يكي از شعرهاي مريم حيدرزاده


يعني ميشه كه مادوتا يه روزي به هم برسيم

مهم فقط رسيدنه حتي اگه كم برسيم
يعني ميشه به جاي اشك رويه چشام سرمه باشه

چرا تا حالا نشده شايد گناه من باشه




برچسب‌ها: قشنگترين شعر هاي مريم حيدرزاده, عكس هاي فانتزي و زيبا براي وبلاگ, مجومعه شعر هاي مريم حيدرزاده, ترانه هاي مريم حيدرزاده
2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

تست روانشناسي

تست روانشناسي

آنچه در زیر می خوانید یک تست علمی و یا روانشناسی واقعی نیست . بلکه بیشتر جهت سرگرمی و تنوع در مطالب وبلاگ ذکر گردیده است .
تست عشق و دوستی
یک تست ساده و جذاب که باید با صداقت به سوالات ان پاسخ دهید .
سوال اول:
فرض کنید شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید. دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:
ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.
حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟راه کوتاه یا بلند؟
سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید ۲۰ شاخه از رزها را برای او بچینید.
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید
(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)
سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او می رسید .
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.
شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.
یا اینکه خودتان او را خبر کنید.
حالا چکار می کنید؟
سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟
سوال پنجم:
شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید.صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟
یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بوید؟
…………………………….
جواب ها
جواب سوال اول:
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید.زود و اسان عاشق می شوید.
ولی اگر راه طولانی را انتخاب کردهاید به اسانی عاشق نمی شوید.
جواب سوال دوم:
تعدا رزهای قمز نشان دهنده ان است که در یک رابطه چقدر از خودتان مایه می گذاریدو تعداد رزهای سفید برعکس نشان می دهد که شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت دارید.به طور مثال اگر ۱۸ رز قرمز و ۲ عدد رز سفید انتخاب کرده اید به معناست که شما ۹۰٪ محبت می کنید و ۱۰٪ انتظار محبت از طرف مقابل دارید.
جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشکلات در یک رابطه است.اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزند به این معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شوند.ولی اگر خودتان به اتاق رفته اید که او را از حظور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید انها را هر چه زودتر حل کنید.
جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتیاق شما برای دیدن محبوبتان است. اگر انها را بر روی تخت میگذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید.و اگر انها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید تحمل می کنید.
جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفکر و طرز فکر شما در کاراکتور و شخصیت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالی که خوابیده است در اتاق می بینید.این به این معنی است که شما او را همانطور که است دوست دارید.و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید او مطابق میل شما بشود.
جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار خواهید بود


.

2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

شعر


خانه ام ابري است

بي بهار و بي بهانه ام

چشم هاي خشك زنده رود را

گريه مي كند دلم



آي ابرهاي هر كجا

دمي

با دل من و

زمين بي بهار و

رود تشنه

گريه مي كنبد...؟؟؟



نااميدي هم چو گور افشاردت
گرچه الوندی، ز پا مي آردت

از دمش ميرد قوای زندگی
خشک گردد چشمه های زندگی



خفته با غم در ته يک چادر است
غم، رگ جان را مثال نشتر است



ضعف ايمان است و دلگيري است غم
نوجوانا! نيمه ي پيری است غم



ای که در زندان غم باشی اسير
از نبی تعليم لاتحزن بگير

گر خدا داری ز غم آزاد شو
از خيال بيش و کم، آزاد شو

2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

اگر واقعا عاشقش باشی

اگر واقعا عاشقش باشی
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .
اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .
اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .
اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .
اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست .



2 نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 8:25 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

چندتوصيه به دخترها واسه اين كه يه پسر گيرشون بياد باحال


) يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه

2) ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3) در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه

مي رنجم.

4) سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5) تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6) دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن

لطيفتون كج مي‌شه.

7) پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8) رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، دچار مشكل

هستن...!


9) توي اجتماع فر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا

هستن كه شاه دوماد مي‌سازن واستون.

10) يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و

ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11) در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش

سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12) مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم

هستيم.

13) سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد

كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14) تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در

حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15) بالاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه

اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و

جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.


2 نوشته شده در یکشنبه 18 اردیبهشت1390ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

داستا ن پسر نابینا

سلام به دوستان عزيزم مرسي بابت نظراي قشنگتون خوشمان امد..بعضي از دوستان از اپ قبليم خششون اومد و بعضي ها هم انتقاد كردن كه بايد جواب بدم مثلا دوست عزيزمون م .ياس گفته چرا اين جمله ها رو درباره ي عشق گذاشتي كه اين جمله ها اين ها بودش

"""اسپانیایی ها میگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است "ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! "ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود"

بايد بگم من اين جملات و نظريه ها رو از وب ديگه اي كپي كردم و چون خوشم اومد گذاشتم نه اينكه واقعا ديدگام به عشق اين ها باشه مخصوصا از ديدگاه ايرانيا ....يه جورايي واسه خنده بود نه واسه...بگذريم بالاخره تو اين دوروزمونه عشق ارزش خودشو از دست داده ديگه عشقايه واقعي مثل شيرينو فرهاد. ليلي و مجنون كم شده وشايدم ديگه نيست ! يه چيزه ديگه هم بايد بگم دو تا عاشق احمق نيستن و من با اين جمله خيلي موافق نيستم ولي با جمله اخرش كه ميگه با يك معذرت خواهي تموم ميشه رو تا حدي قبول دارم....بعضي ها ميگن عشق با هوس فرق ميكنه.. ولي من ميگم اينطوري نيست و دكتر علي شريعتي هم درباره ي عشق ميگويند كه عشق خود هوس هستش ولي باوجود اين هواهايه نفساني يه عاشق ميتونه خودشو پاك نگه داره و اونجايه كه مي گن يه عشق پاك وواقعي!هرچند عشق واقعي ومعشوق واقعي فقط خداست...نه خلق خدا..به هرحال من از اين كه بعضي از دوسوتان ناراحت شدن وبعضي نيز خوششون اومد درهر صورت عذر ميخوام منظوري نداشتم پس لطفا لبخند بزنيدو نظر بديد در پست قبليم واي چه قد حرفيدم

کاش بشه دلبستگی های ساده رو با عشق اشتباه نگیریم

کاش بشه وقتی یکی دوسمون داره قدرشو خوب بدونیم

کاش بشه خیلی راحت به عشق خیانت نکنیم

کاش بشه بدون رودروایسی حرف دلو بزنیم

کاش بشه ....

کاش بشه خودمونو همونی که هستیم نشون بدیم

کاش بشه رو حرفامون بمونیم

کاش بشه گذشتو تو زندگیمون بیشتر کنیم

کاش بشه خودخواهی رو کمتر کنیم

کاش بشه...



پسری نابینا بدلیل مشکلات زندگی گدایی می کرد .کنار خیابان نشسته بود

و کلاهی جلوی پاهای خود گذاشته بود . همراهش یک تخته سیاه بود که روی

آن نوشته شده بود:
"
نابینا هستم، کمکم کنید!" یک روز گذشت،اما فقط چند سکه در کلاه پسر انداخته شد.پسر با این سکه ها

یک نان کوچک برای خودش خرید و روز دوم همچنان در کنار خیابان نشست معلم دانشگاه از کنارش گذشت، با همدردی در کلاه پسر پولی انداخت. وقتی که

نگاهش به جمله روی تخته سیاه افتاد، چند دقیقه با خود فکر کرد و جمله قبلی را

پاک کرد و کلمات دیگری نوشت بعد از آن، پسر نابینا متوجه شد که افراد بیشتری به او برای تهیه غذا لباس و غیره

کمک می کنند .روز دوم با شنیدن صدای قدم زدن مرد صدای پایش را شناخت و از او پرسید:جناب آقا، می دانم شما کیستید ؟ دیروز به من کمک کردید. از شما تشکر

می کنم. اگر ممکن است بگویید چه اتفاقی افتاده است ؟ مرد خندید و گفت:تغییرات کوچکی روی تخته سیاه دادم و نوشتم :
"
امروز روز زیبایی است.اما من نمی توانم آن راببینم" __________________>>)))>هيچوقت مغرور نشو ..... برگها وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن<(((<<

2 نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

عكس هاي عاشقانه



سلام دوستايه گوگولي (گوگلي9خودم خوبيد منم بد نيستم اندكي دلم و حالم گرفته ست يك دليل به خاطر اينه كه امروز روز اخر تعطيلاته و من حوصله مدرسه رفتن ندارم اخه اين مدير ضد حالمون ميخواد بعد عيد از همه ي درسا امتحان بگيره و من هيچ كدومشو نخوندم چون حالشو ندارم بگذريم بي خي خوش به حال شما كه امتحان ندارين





به عشق تو زنده ام ، با یاد تو نفس می کشم و با خاطراتت جان میگیرم.
به امید رسیدن به تو منتظر می مانم ، یا به تو می رسم و یا باید قید این زندگی را بزنم.
به عشق بودن تو هستم ، تو نباشی یک لحظه هم نمی توانم در این دنیای بی محبت زنده بمانم عزیزم. همه وجودم ، عطر نفسهایم ، هوای زنده بودنم تویی ای عشق من.
به عشق تو نفس می کشم و این لحظه های سرد را با گرمی عشق تو سپری میکنم.
آنقدر در کنار جاده زندگی منتظر می مانم تا تو بیایی و مرا با خود ببری.
از این انتظار هیچگاه خسته نخواهم شد چون من یک عاشقم.
عاشقی که سالهاست در پی تو بوده و تو را به سختی به دست آورده است.
اگر زنده ام به امید رسیدن به تو است ، نا امیدم نکن که این دل من بی طاقت است.
هر جا باشی ، دوستم داشته باشی یا نداشته باشی ، مرا بخواهی یا نخواهی ،
دوستت دارم. بدان و باور داشته باش که من تو را دوست دارم بیشتر از آنچه که دلت باور دارد.
به هوای اینکه تو هستی به عشق بودنت چشمانم می بارند ، فرداها را در کنار تو زیبا
می بینم و خوشبختی من در گرو بودن تو در کنارم است عزیزم.
تو با بودنت در کنارم با محبت و عشقت مرا خوشبخت کن ، تا من نیز جانم را برای
خوشبختی ات فدایت کنم.به هوای بودن تو این زندگی سخت را تحمل میکنم ، تو نباشی من میمیرم.
نیاز این قلب شکسته من تویی و وجود پر مهر تو ، پس بیا به این قلبی که دیوانه وار
عاشق تو است محبت و عشق برسان و کاری نکن که این قلب بی طاقتم مثل کویر
خشک و بی جان شود.کاری نکن که قید این دنیا را بزنم ، تو که خودت می دانی زندگی بدون تو را نمیخواهم پس چرا خنجر در این قلب عاشقم فرو میکنی!
زندگی بدون تو را نمیخواهم ، عاشقی جز تو بر من حرام است ، تو قید مرا بزن تا من نیز قید این دنیا را بزنم.در این جاده زندگی تنها یک راه را می بینم و آن نیز به تو رسیدن است ، غیر از آن
مطمئن باش که بی راهه می روم بی راهه ای که همان دره نابودی است.



اسپانیایی ها میگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است "

ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! "

ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود"

آره حالا میفهمین چرا حرفاتون واسم بی معنیه؟

برایت از احساسم مینویسم، بخوان!

برایت از عشق میگویم ،همیشه با من بمان!

من که برایت مانده ام ، تو نیز همیشه برایم بمان!

من که خیلی بی وفایی دیده ام ، تو دیگر بی وفا نباش!

حس کن مرا ، ببین که چه احساس عاشقانه ای به تو دارم!

من که جز تو کسی را ندارم ، من که جز تو کسی را دوست ندارم!

تو را از جنس خودم میدانم ، بدان که همیشه با تو وفادار میمانم!

ارزش تو را بالاتر از عشق میدانم ، من که همیشه از دلتنگی تو گریانم!

برایت از احساسم مینویسم ، با احساستر از همیشه بخوان!

برایت از عشق سخن میگویم ، عاشقانه تر از گذشته گوش کن!

ببین حال مرا ، این قلب مجنون مرا ، ببین که من در روزهای تنهایی اینگونه نبودم ،

آنگاه که تو را دیدم بیمار شدم ، از درد عشق شکسته شدم !

حالا دوای این دردهایم تویی ، همدم و همزبان دل تنهایم تویی!

بگو از عشق برایم ، میخواهم بشنوم صدای مهربانت را ،

بگو از عشق برایم ، میخواهم آرام کنی دل پر از گناهم را....

این همان نواست ، این همان صدای آشناست.....

همان صدایی که با آن به اوج عشق میرسم!

2 نوشته شده در شنبه 13 فروردین1390ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

رفیق بی کلک مادر!




مادری برای دیدن پسرش مسعود ، مدتی را به محل تحصیل او یعنی

لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر

بنام Vikki زندگی می کند. کاری از دست مادر بر نمی آمد و از طرفی هم

اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود. او به رابطه میان آن دو ظنین شده

بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش

را خوانده بود گفت : " من می دانم که شما چه فکری می کنید ، اما من

به شما اطمینان می دهم که من و Vikki فقط هم اتاقی هستیم . "حدود یک

هفته بعد ، Vikki پیش مسعود آمد و گفت : " از وقتی که مادرت از اینجا رفته

، قندان نقره ای من گم شده ، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته

باشد ؟ "مسعود هم در جواب گفت: خب، من شک دارم ، اما برای اطمینان

به او ایمیل خواهم زد. او در ایمیل خود نوشت :مادر عزیزم، من نمی گم که

شما قندان را از خانه من برداشته اید، و در ضمن نمی گم که شما آن را

برنداشتید . اما در هر صورت واقعیت این است که قندان از وقتی که شما

به تهران برگشتید گم شده. چند روز بعد ، مسعود یک ایمیل به این مضمون

از مادرش دریافت نمود : پسر عزیزم، من نمی گم تو کنار Vikki می خوابی! ،

و در ضـــمن نمی گم که تو کنارش نمی خوابی . اما در هر صورت واقعیت این

است که اگر او در تختخواب خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا

کرده بود.


2 نوشته شده در پنجشنبه 11 فروردین1390ساعت 6:59 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

علی اضحابی(غریبه)جوک0ضد دخترو پسر)

كي مي توه بعد تو محرم راز من بشه

كي مي تونه بعد تو همه نياز من بشه

كي جاتو مي گيره و درد دلامو گوش مي ده

كي ديوونه كردنو مثل چشات خوب بلده

بعضي وقتا مي يامو مي بينمت

وقتي كه غنچه بودي خودم بايد مي چيدمت

كي به جامن شبا برات لالايي مي خونه

شنيدم اون غريبه قدر تو رو نمي دونه

غريبه تو رو خدا عشقمو اذيت نكني

قول مردونه بده بهش خيانت نكني

قول بده چشاي اون هيچ موقع اشكو نبينه

قول بده كه هيچ شبي چشم انتظارت نشينه

غريبه غريبه

بگو كه عاشقشي هميشه اونو دوست داري

حالا كه يار توئه هيچي براش كم نذاري




جوك

1:خداوند زن را افريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نمي رد

هدف خداوند از آفرينش

مردها چه بود

هدف خاصي نبود

گل اضافي بود

نسخه ازمايشي بود

اصلا كار خدا نبود

2:چرا خداوند مردهارا از روي زمين بر نمي دارد

از نظر خدا مردها وجود خارجي ندارند

مگه ما روي زمين مرد هم داريم

وجود اينگونه درندگان براي موازنه جمعيت روي زمين لازمه

حالا چه عجله ايه؟

3:اگر خداوند مردها را نمي افريد چي مي آفريد؟

چيز خاصي نمي افريد

پيراشكي

خروس دريايي

فضاي خالي

4:اگر جمعيت مردها منقرض شود چه مي شود

مگه قراره اتفاقي بيفته

خارشتر كويرلوت كه افت نداره

اكوسيستم به شرايط بدون انگل بر مي گردد

يه هيولا كمتر دنيا قشنگتر

5:چه وقت مردها عاشق مي شوند؟

چه وقت مردها عاشق نمي شوند

هر وقت مامانشون بگه

چون يكدفعه عاشق مي شن

خودشونم نمي دونن كي عاشق مي شن!

يكي از همين روزا



6:قلب پسرها مثل پاركينگي است كه هيچ وقت تابلوي ظرفيت تكميل بر در ان ديده نمي شود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است كه مدت ماندن يك هواپيما در ان بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد

7:يادت باشه دنباله 3 چيز ندويي 1اتوبوس2مترو3دختر

حالا چرا چون هر كدومشون برن 10 دقيقه بعد يكي ديگه مي ياد!

8:ترس يه پسر از ازدواج دل بستن به يه دختر نيست !!!!!بلكه دل بريدن از بقيه دختر هاست

9:قانون دوم نيوتن :عشق در پسر ها از بين نمي رود بلكه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد

10:قلب پسر ها مثل هتل پنج ستارست معلوم نيست كي مياد توش كي مي ره بيرون!ولي قلب دختر ها مثل قبرستونه يكي كه مي ره توش بر گشتنش با خداست!

11:پسر :مامان مردي ارزوها بر اسب سفيد يعني چي

مامان:يعني يه خري مثل بابات

12:پسر:مامان تو چطوري منو به دنيا آوردي

مامان:عزيزم از اينترنت دانلودت كردم!

13:از يه ني ني مي پرسن عشق يعني چي

مي گه بزالي اونم از پفكت بخوله

گفتم چند تا جوك بذار م تا اينقد نگيد غم گيني راستي منو نزنيداااا

گناه دارم خوب

قصد فقط خندست پس بخنديد

ادب را فراموش نكنيد


2 نوشته شده در چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

داستان عاشقانه ی یه دخترو پسر

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت

 

كنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.

تا اینكه یك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر

 

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت

 

كنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.

تا اینكه یك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر

 

با خودش میگفت:میدونی كه من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا كنی..ولی این بود

 

اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و

 

دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز كرد..دكتر بالای سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دكتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون

 

با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت كنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاكت دیده نمیشد. بازش كرد و درون آن چنین نوشته شده بود:



سلام عزیزم.الان كه این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون

 

میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز

باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور كند..اون این كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره های اشك روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نكرد

 

2 نوشته شده در چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

عكس هاي عاشقانه(شعرعاشقانه)

سلام خوبيددوستايه گل خودم منم خوبم اخه امروز كه پنچ شنبه ست نرفتم مدرسه بابچه ها دست به يكي كرديم كه نريم مدرسه(اخه ديگه كي حال مدرسه رفتن داره)خلاصه خيلي حال ميده امروزنري مدرسه شماهم اگه بعدازظهرهستيدنريداااااخب طبق معمول هم كه بايد ازعزيزان معذرت بخوام واسه دير جواب دادن به كامنتا !راستي يكي از دوستان واسم نظر گذاشته كه تويه خواب حضرت زينب شفا دادش (خب خدا همه مريضاروشفابده ماكه بخيل نيستيم) وگفته اين واسه بيست نفربايد بگي من ميخوام بگم حضرت زينب كجاراضي به اذيت ديگران ميشه آخه بعدم ميگن وقتي خوب يه امامي رو ديدي واسه كسي تعريف نكن نه اينكه واسه ملت بگي !منم اينو گفتم اينجا كه ازش تشكركنم كه يه ملتو سركارگذاشته





هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

***

حقیقت انسان به آن چه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش فرا بسپار

***

همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای

***

چه خوب می شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را باهوس و حقیقت رابا واقعیت و حلال را با حرام و دنیا رابا عقبی و رحمان را با شیطان

***

در عزای عشق نشسته ام و هیچ نمی گویم همه گویند که ... هی !! فلانی عاشق است ؟؟؟

***



وقتی از کسی کینه‌ای به دل می‌گیری در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و برای او جایی تعیین کرده‌ای. سعی کن خانه دلت را تنها از دوستان پرکنی و هرگز گوشه‌ای از آن را در اختیار دشمنان نگذاری

***

به من میگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگویی بمیر می میرم . . . . . . . باورم نمی شد . . . . فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . ! سالهاست که در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم

***



آغوش پارکینگی است که جریمه ندارد !!! بوسه تصادفی است که خسارت ندارد !!! . . . . . چیه دنبالم راه افتادی !؟

***






شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

***




اشکی که بی‌صداست پشتی که بی‌پناست دستی که بسته است پایی که خسته است دل را که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بی‌بهاست شرمی که آشناست دارایی من است ارزانی شماست

***

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟

گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی...

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی

***

شکوه ای نیست ز طوفان حوادث ما را

دل به دریا زدگان خنده به سیلاب کنند

***

ای دوست دلت همیشه زندان من است

آتشکده عشق تو از آن من است

آن روز که لحظه وداع من و توست

آن شوم ترین لحظه پایان من است

***


چقدر عجیبه : تا وقتی مریض نباشی کسی برات گل نمیاره تا فریاد نزنی کسی به سویت باز نمیگرده تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد و تا وقتی که نمیری کسی تو رو نمیبخشه

***

هیچ وقت رازت رو به کسی نگو. وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه‌ای برات راز نگهدار

***

تو را آتش عشق اگر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت. (مولوی)

***

قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یک رنج و در دیگری شادی زندگی می کند. نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود. (فرانسیس کافکا





2 نوشته شده در پنجشنبه 26 اسفند1389ساعت 8:2 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

عاشق شدم

دل من عاشق شده آي زونه

ازوقتي رفتي اين دل هي مي گيره بهونه

همش از دوري تو اين دل مي خونه

مي دونم نمي ياي ديگه اي دل نگيربهونه

مي دوني از وقتي رفتي دل پرخونه؟

دل من فقط مي خواد باتو بمونه

نه به خدا فقط پايه اويكه رفته درميونه


2 نوشته شده در شنبه 11 دی1389ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

ببخش اگه از منو تو..(شعر)

سلام عزيزانم مي خوام بهتون بگم كه ببخشيد نمي تونم زود به زود به نظراتتون جواب بدم ولي حدالامكان سعي مي كنم كه به نظراتتون جواب بدم  n

ببخش اگه از من و تو يه عكس خوشگل كشيدم

ببخش اگه رو كاغذم عكس دوتا دل كشيدم

ببخش اگه تو قلب من جز تو كسه ديگه نبود

دوست داشتنت براي من يه اشتباه سده بود

وقتي كه ديدمت برام يه حس تازه اي بودي گل من

كاشكي تو سرنوشت من يه عشق واقعي بودي گل من

دل بستم از رو سادگي

شدي همه دنياي من

مي بخشمت حالا كه نيست پيش تو ديگه جاي من

نمي دونستم كه مي خواي ساده ازم دل بكني

ببخش كه فكر كرده بودم فقط ديوونه مني

نذاشتي هيچ بهونه اي واسه دوباره ديدنت

گلاتو بردارو برو دوست ندارم ببينمت خوبيد؟يا نه




2 نوشته شده در پنجشنبه 9 دی1389ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

قالب وبلاگ

سلام دوستايه گلم خيلي وقته اپ نكردم اخه وقت ندارم فقط قالب وبمو عوض كردم اميدوارم خوشتون بياد

قالب وبو ازوبلاگ الهه عزيزم ادرسشو پيدا كردم

اميدوارم ناراحت نشه كه ... اخه خيلي خوشم اومد ازش

2 نوشته شده در چهارشنبه 8 دی1389ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

سلام دوستاي گلم

سلام دوستا ي گلم دلم براتون يه ذره شده بود

اين شعرم تقديم به شما

كاش مي شد طلوع مي كردي

با من از نو شروع مي كردي

خنده ات دلنشين صدايت گرم

مثل خورشيد دستهايت گرم

گرچه از غربتو سفر خواندي

خوب مي شد اگر كه مي ماندي

باز در كوچه هاي دلتنگي منو ني نواي دلتنگي



2 نوشته شده در پنجشنبه 20 آبان1389ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

درمورد قالب جديدم نظر بديد

دستايه گلم من اي دي ندارم كه بخوام از طريق ايميل جواب هاتونو بدم س لطف كنيد خصوصي نظر نديد تا بعدا هر وقت كه اومدم بيام جواب نظراتتون رو همونجايي كه نظر داديد بدم اون شعرم كه گفتيد از كيه منو ديگه نمي خواي رو از تو رايانم نوشتم نمي دونم از كيه ولي هر وقت پيداش كردم بهتون مي گم از كيه

كدوم يكيش خوشگله اين جديديه يا قبليهههههههههه


2 نوشته شده در پنجشنبه 13 آبان1389ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

فاصله...

سلام بروبچس خوفيد من اومدم(خوش اومدم)دلم واسه همتون تنگ شده بود

خلاصه كه رفتيم شمال و اردبيل ، شمال كه خيلي گرم بود من كه حسابي سياه شدم والبته اونجا كه بوديم

پوستم سوخته بودخيلي گرم بود شمال فقط مي گي رفتي آفريقا اما اردبيل چه هواي خنكي داشت چه

دختراي خوشگلي وااي پسراش كه ديگه جاي خود دارند آدم مي خواست بخوردشون خلاصه اينكه .......

بي خيال اين شعرو بچسبيد.........

فاصله

فاصله قدرت نداره كه تورو ازم بگيره،

دستاتوبذارتودستام تاكه فاصله بميره

اگه فاصله بميره توروتوبغل مي گيرم


تويِ آغوش قشنگت مثل فاصله مي ميرم


2 نوشته شده در دوشنبه 25 مرداد1389ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

فعلا باي دوستان

سلام برو بچس خوفيد من اين پنج شنبه جمعه احتمال داره بريم مسافرت تا ده روز اينا

دلم واستون تنگ ميشه........ فقط يه خواهشي ازتون دارم شما كه اين همه زحمت مي كشيد نظر مي ديد خصوصي نظر نديد لطفا تحت هيچ شرايطي باشه ممنون مي شم خصوصي نظر نديدوديگه اينكه من مي يام جواب نظراتتون رو تو وبلاگتون مي دم شما هم جواب نظراتم رو بياييد تو وبلاگ جواب بديد البته خصوصي نه باشه

به اميد ديدار دوباره

اگربارگران بوديمو رفتيم اگر نامهربان بوديمو رفتيم

به اميد ديدار دوباره



2 نوشته شده در سه شنبه 5 مرداد1389ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |

بخوانيدوبياموزيد

قصه هاي خواندني

ارامش وناارامي

يه پسرودختركوچولوداشتن با هم بازي مي كردن. پسركوچولويه سري تيلهودختركوچولوچندتايي شيريني باخودش داشت.پسركوچولوبه دختركوچولوگفت من همه تيله هامو بهت مي دم تو هم همه شيرينيهاتو بده به من . دختركوچولوقبول كرد.پسركوچولو بزرگترين قشنگ ترين تيله رو يواشكي برداشت واسه خودش گذاشت كنارو بقيه رو به دختركوچولوداد.امادختركوچولوهمون جوري كه قول داده بود تمام شيريني هاشو به پسرك داد.

همون شب دختر كوچولو با آرامش تمام خوابيد و خوابش برد.ولي پسركوچولونمي تونست بخوابه چون به اين فكرمي كرد همونطوري كه خودش بهترين تيله شو يواشكي پنهان كرده شايددختركوچولوهم مثل اون يه خورده از شيريني هاشو قايم كرده وهمه شيريني هاروبهش نداده.

نتيجه اخلاقي


عذاب وجدان هميشه مال كسي هست كه صادق نيست و ارامش مال كسي هست كه صادق هست ولذت دنيا مال كسي نيست كه باآدم صادق زندگي مي كند، آرامش دنيامال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي مي كند.

2 نوشته شده در دوشنبه 4 مرداد1389ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط ๑♥๑فاطمه๑♥๑ || |


دنياي كد آهنگ پسر جهنمي

مرجع کد آهنگ


آمار سایت

بیست تولز-

سرویس وبلاگ دهی صبا بلاگقالب و ابزار مهر اسکین

کد نمایشگر رتبه سایت در گوگل

منبع کدهای زیباسازی

بیست تولز-

سرویس وبلاگ دهی صبا بلاگقالب و ابزار مهر اسکین

کد قطرات شبنم-Http//wWw.20ToolS.cOm/

Fati Joon

NIMA

http://رنگین کمان/
برای ورود به چت روم کلیک کنید

كد چت روم

pArishMAs