| ღ♥ღ...تپش قلبم براي تو...ღ♥ღ |
|
مطالب جالب و داغ
مطالب جالب وداغ
سلام دوست جونیااااااااااا چطورین ؟خوبین؟با زحمتای ما..ببخشید یه چند وقت بود که نبودم ...اخه خیلی سرم شلوغ بودو... از طرفی هم فشار درسی به شدت زیاده ...(هیچیکی دلش واسه ما نمی سوزه دیگه..)خلاصه الان مهم هست که بالاخره اومدم دیگه ...بذارین از مدرسه براتون بگم...هییییییی امسال که واقعا بد بختیم ..خدا بگم این امتحانای نهایی رو چی کار کنه به خدااااااا داریم کچل میشیممممممم اصلا یعنی چی؟یکی دیگه که معلم ما نیست واسه ما سوالل دربیاره؟؟؟ مامییییییی ..خلاصه که همه دوستام به این نتیجه رسیدن که عروس بشن بهتره!!!!!حداقل اینه که دیگه نمیخواد امتحان نهایی بدن(البته شوخی کردم)امسال دوتا از دوستام ازدواج کردن!.بعد ما سر کلاس بودیم که دیدیم افسانه( یکی از همون بچه هایی که ازدواج کرده امسال) اومد بچه ها تادیدنش گفتن وایییی چه خوشگل شدی چه ناز شدی بعدخانمموون گفت غصه نخورید ایشالا شما هم عروس میشید ..ناز میشید بعد ماااا..(مردیم از خنده) یکی از بچه ها گفت خانم خدا از دهنتون بشنوهههههههه بعد مااااا آی خندیدیمممممم خلاصه که دورانی داره این مدرسه با همه حالگیری هاش خب حالا یه داستان جالب اما واقعی داستان زندگی ما نام داستان: معاون دبیرستان نویسنده: فهیمه پاكروان سر همت ماشین می ایستد. سوار می شوم و می نشینم. تا رسیدن به دانشكده دست كم 20 دقیقه در راهم. فرصتی است كه چشمانم را ببندم و فارغ از قال و مقال خیابان به گوش و چشمم استراحتی بدهم اما ... انگار اشتباه كرده ام زهی خیال باطل. باندهای cd چنجر این پراید كوچك چنان بر سرم می كوبد كه فكر می كنم وسط میدان جنگ ایستاده ام. بیچاره را چه چاره؟ خودم را جمع می كنم و تلاش می كنم نشنوم اما با صدای گوشخراش پسرك خواننده كه ناصاف و ناهنجار شروع به ناسزا گفتن می كند، برق از سه فازم می پرد برو گمشو، دیگه نمی خوام ببینمت ... چشمهایم گرد می شود حتما اشتباه شنیده ام. صاف می نشینم با دقت گوش می دهم. پسرك ادامه می دهد: بی وفای لعنتی، هر روز با یكی كه هستی ... دیگر خواب و خیال چرت زدن در ماشین از سرم پریده است. واقعا درست می شنوم. این خواننده محترم كه البته cd و نوارش به مرحمت محدودیت ها و ممنوعیت ها، زیر زمینی تكثیر شده است و دست به دست می شود، مشغول فحاشی و دشنام گویی به یك "دختر جوان" است. یك معشوقه كه ظاهرا بی وفایی كرده و حالا مستحق این همه لعن و نفرین است. فكر می كنم شاید همین یكی باشد و تمام شود. اما تمامی ندارد. صدای دیگری می خواند بس كه خودخواهی، پر رنگ و ریایی، آتیش زدی به جون من، و بعدی بی خیال اون كه رفته، بی خیالش، مگه تو چند سال جوونی، و بعدی گول نگات رو خوردم تو كه فریبه حرفات و انگار فقط من نیستم كه با تعجب این اشعار پر از بدبینی، خیانت، كینه، بی وفایی، دورویی و البته كلاهبرداری! را می شنوم. دو نفر از آقایان مسافر هم كه انگار حرف دلشان را از زبان خوانندگان محترم بی نام و نشان شنیده اند داغ دلشان تازه می شود . اولی می گوید: راست می گه آقا، -رو به من- خانم دور از جون شما، شما كه ایشالا متاهلید؟! ولی این دخترا خیلی بد شدن. نگا كنید تورو خدا سر و وضعشون رو ببینید. طبقه ی بالای آپارتمان ما دو تا دختر با مادرشون زندگی می كنن. خانم هر روز یكی می رسوندشون. یه روز یه پراید. یه روز یه پرادو! یه روز زانتیا! و دومی هم شادمان از این جنگ تخریبی علیه زن ها ادامه می دهد: اقا همشون دنبال شوهرن. این نشد، یكی دیگه. اون نشد بازم یكی دیگه. اصلا به هیچ كدومشون نمیشه اعتماد كرد، معلوم نیست قبل از ازدواج با چند نفر گشتن و دارم منفجر می شوم. دلم میخواد یقه ی اقایان را بگیرم و كله هایشان را به هم بكوبم. هیچ كس نیست بگوید اگر خانمها هم مجوز خوانندگی داشتند، آن وقت چه گلایه ها كه از بی وفایی آقایان نمی كردند و چه پته ها! كه روی آب ریخته نمیشد. دلم نمی خواهد بگویم: دخترها هفت خط شده اند، آقایان پاكدامن و نجیب و سر به راه چرا گول می خورند و مدل دوست دخترشان را مثل مدل گوشی های موبایل، راه به راه عوض می كنند. (اونم به بهانه ی اینکه اون لیاقت عشق منو نداشت می رم سراغ یکی دیگه)اما انگار خدا به دادم می رسد. ماشین می ایستد و خانمی چادری سوار می شود و هنوز چند جمله از مكالمه ی آقایان عقل كل را نشنیده، با صدای بلند شروع به مخالفت می كند آقا چی می گین؟ شما از بدبختی ها و گرفتاریهای مردم چه خبر دارید؟ همه ظاهر قضیه رو می بینن و تند تند حكم صادر می كنن. من معاون یه دبیرستانم. بیایید پای درد دل من بنشینید، خون گریه می كنی دخترهای مثل دسته ی گل داریم كه گرفتار هزار و یك جور كار غیر اخلاقی شدن فقط به خاطر این كه خانواده نمی تونه، تامینشون كنه. یه دختر سال سومی داشتیم كه می گفت من برای خرید لوازم التحریر مدرسه با یه فروشنده، دوست شدم و هزار تا بلا سرم اومد. یكی دیگه بود گفت ما پنج تا بچه ایم. پدرم معتاده و بی كار. من پول خرید یه روسری یا شال رو هم ندارم. از سر اجبار هر از گاهی با یكی دوست می شم، یكی برام روسری می خره، یكی مانتو می خره. یكی كیف می خره شما از دل دخترای مردم بی خبرید. اصلا اون آقای 60 ساله ایی كه با یه دختر 18 ساله دوست می شه و براش عطر و ادوكلن و لباس می خره، غلط می كنه! دخترا بی اخلاق شدن، اخلاق و تعهد و نجابت آقایون كجا رفته؟ اونا چرا سوء استفاده می كنن .كی گفته دختر بیچاره ای كه هیچ دستاویز و پناهی برای تامین نیازهاش نداره و به جایی چنگ می زنه ناسالم و.. ! ولی آقا پسرها و آقایان متاهل و حتی پیر و پاتالی كه زن و بچه و زندگی دارن ولی باز هم دنبال دخترای فسقلی فسقلی راه می افتن و با وعده و وعید سرشون رو شیره می مالند، سالم و با اخلاق و.. به مقصد رسیدیم و حرفهای خانم، نیمه كاره می ماند. چقدر خوشحالم. آقایان مدافع حقوق مردها، بی سر و صدا از ماشین پیاده می شوند و فلنگ را می بندند. به نظرم ترسیدند از خانم معاون كتك بخورند. خدا را شكر هنوز هم هستند زنانی كه فریاد كشیدن را از یاد نبرده اند.(هییییییی واقعا چه به سر خود اورده ایم ..این مردنما هارو که باید....راست میگن ...یک مرد می تواند دو زن را هم زمان به یک اندازه دوست بدارد(منظور همون روحیه ی تنوع طلبیشونه دیگه.) ولی یک زن نمیتواند دو مرد را هم زمان به یک اندازه دوست بدارد (یعنی اینکه ما ماخانم هاهر چی هم باشیم با معرفت تریم دیگه!بر منکرش لعنت!)ویا به قول دکتر شریعتی مردها در مسیر عشق به وسعت نامتنهاهی نامردند گدایی عشق میکنند تا زمانیکه به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند اما همینکه مطمئن شدند نامردی را در کمال مردانگی به جامی اورند....حالا با این اوصاف بازم دست پیپشو میگیرند تاپس نیفتند(خدایی ناکرده..) فک میکنم این شعرایی که میخوام بنویسم شاید وصف حال این دخترا باشه که باعث شد در جواب اینجور خواننده های (پسری)که اینجور دخترا رو توصیف میکنن بنویسم ازت متنفرم با همه وجود.. عاشق کسی بودم که لایق نبود یه دختر تنها یه اسمون تردید به هر کسی دل بست ازش خیانت دید(مریم) نرنجم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی؟!(مریم) سخته یکی بهت بگه ستاره شو بچینمت یه کم که بگذره بگه،دیگه نیا ببینمت من کسی رو میخوام که نیس مث تو پشیمونم دوستت ندارم برو پشیمونی گرچه نداره سودی خوب شد که فهمیدم بدی به زودی(مریم) آب ،آیینه عشق گذران است توکه نگاهت به نگاهی نگران است باش که فردا دلت با دگران است مریم حیدرزاده: قبل از اینکه شعر مریم روبراتون بنویسم میخوام که مصراع اول این بیت رو، براتون توضیح بدم در اینجا که مریم میگه شاید اشتباه اما عاشقا دروغ میگن...برای توضیحش با ید بگم که..(میدونم ادبیاتتون خوبه ...دراین مصراع ..عاشقا استعارست ..استعاره از پسرایی که فک میکنن عاشق شدن به معنای واقعی کلمه...(اخی مامی فداشون بشه..)و هر بار هم که عاشق میشن ..فک میکنن عاشق ترینن و عاشق تر از اونها تو دنیا وجود نداره!!!!!(نکته قابل توجه)..من که فک میکنم ادمی که چندبار عاشق میشه (به حساب خودش.)هیچ وقت نمیتونه عشق واقعی رو بفهمه چیه...چون هنوز یاد نگرفته عشق واقعی که بر اساس شناخت درست وعقلی هست هیچ وقت جایگزین نداره....وچیزی که جایگزین داره عشقی هست که فقط براساس احساس وعواطف ادمی ست (که به صورت غریزی در همه وجود دارد). و همینطور عشقی که از وابستگی های الکی به ادمی نشات می گیره اونم به خاطرارضاء تنهایی وکمبود(وگرنه تو این دوره زمونه هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره).
آدمای مهربون و باوفا دروغ میگن اوناکه دوستت دارم تکیه کلامشون شده به تموم اسمونا به خدا دروغ میگن اونا که می آن به این بهونه ها ،که اومدن از توی شهرقشنگ قصه ها دروغ میگن اونا که فدات بشم تکیه کلامشون شده به تموم آسمونا،به خدا دروغ میگن اونا که با قسم و ایه میخوان بهت بگن تاقیامت نمیشم ازت جدا دروغ میگن منبع شعر(کتاب تقصیر من نبود از مریم حیدرزاده) تایادم نرفته ..بعضی از دوستان میگن که قالب وبم شلوغه..باید بگم شلوغی وبم ربطی به قالب وبم نداره.شلوغی قالبم به خاطر اینکه تعداد پستام وتعداد لینکام زیاده واسه همین شلوغ به نظر میرسه. بی زحمت تو پست قبلیم نظر بذارید فعلا
2
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط fatemeh ||
![]() اس ام اس های عاشقانه وخنده دار(جوک) دوست جونيام حتما اين آپمو بخونند: سلام به دوست جونيام .خوبيد؟(منم خوبم شكر.به خوبي شما خوبم)من بايديه مطلبي روبهتون بگم!علت اينكه اون موقع آپ كردم وهيچ كس رو خبرم نكردم اين بودكه من وقتي اومدم نت اول يه چند تاآپ كردم وبعد مي خواستم جواب نظرات روبدم ولي متاسفانه يه مشكل نرم افزاري واسه كامپيوترم به وجود اومدوديس شدم وبعد كه مي خواستم كانكت بشم مروگر موزيلام باز نمي شد(اكسپلوررهم كه خيلي سرعتش كمه وبهش عادت ندارم واسه همين نشد كه دوباره بيام نت وواسه اپم خبرتون كنم اينو گفتم كه ديگه گله اي نباشه (بابا يكم مثبت انديش باشيدوعلت جواب ندادن من به كامنتارو روحساب بي معرفتي وبي توجهي به كامنتا ندونيد)فداي همتون اوكي؟!يه چيز ديگه، علت اينكه بعضي از كامنتارو يه چندماهي جواب ندادم اين بود كه هر وقت مي خواستم كامنتا هايي رو كه از چند ماه قبل مونده بودرو جواب بدم.مي ديدم كامنت هاي جديدي واسم اومده و سرگرم جواب دادن به اين كامنتا ي جديد( اخرين نظرات )بودم همين بود كه ديگه وقت نمي كردم كامنتايي رو كه از چند ماه قبل مونده و در صفحه هاي قبلي نظرات تاييد نشده بودرو جواب بدم حالا فهميديد چرابعضي از كامنتارو نتونستم جواب بدم وچند ماه هست كه اون نظرات رو نتونستم تاييد كنم !پس كسي ديگه از من گله نكنه من هرچي باشم بي معرفتم نيستم وهميشه به يادتونم. اميداروم وقت بكنم واين سيصد تا نظر تاييدنكرده روتاييد كنم وديگه شرمنده كسي نباشم(اما هميشه به خودم ميگم شتردرخواب بيندپنبه دانه عمرابتونم ازخجالتتون دربيام)شوخي كردم !اميداروم كه از خجالتتون دربيام چون هميشه ميگن در نااميدي بسي اميد است تلويزيون ما سياه سفيد است: دررابطه با نظرات خصوصي:عزيزاني كه هميشه واسه ي من نظر خصوصي ميذارن، ميخواستم ازتون خواهش كنم كه خصوصي نظر نذاريد دهن من كه مو در اورد.(جدا از اينكه آمار نظرات پايين مي يادكه اونم فداي سرتون)باعث ميشه صفحه نظرات تاييد نشده دير لود بشه و يك وقتي روهم بايد صرف اين كنم كه اين نظرات خصوصي رو كه قبلا جواب دادم رو حذف كنم وكلي از وقت رو در بر مي گيره پس خواهش مي كنم اگه نظري كه مي ديد خيلي خصوصي نيست خصوصي نذاريد ممنونم...(ولي كو گوش شنوا!)راستي بچه ها تاحالا شده دوستاي صميمي وخوبي داشته باشيد واون دوستاتونوازدست بديد؟من خودم دو تا دوست داشتم. تو دوران ابتدايي باهاشون هم كلاس بودم.نمي خوام پيازداغشوزياد كنم اما عاشقشون بودم باورتون ميشه ؟حتي بعضي موقع ها از دوريشون گريه مي كردم يادمه هميشه زنگاي تفريح سه تايي باهم راه مي رفتيم حرف مي زديم...اما الان يه چند سالي ميشه كه ازشون خبر ندارم ..الان دلم براشون يه ذره شده نميدونم اينو تواپاي قبليم گفتم يا نه اما فقط يكي دوبارديگه تونستم يكي از همين دوستاموكه چندسال بودنديده بودمش روتومدرسه ببينم نمي دونيدچه قدخوش حال شده بودم .يادش بخير..خب اينا كه همش حرف بودحالا يكم مطلب پند اموز بذاريم!
1.اگه خورشيدمحوتماشاي تونيست دلگير مشو از پشت كوه اومده(اعتماد به نفس كاذب) 2.پيوندتان مبارك! .....طرح روحيه دهي به مجرد هاي ترشيده 3 .زنگ گوشيتم...سايلنت كن خفه بشم 4.اگه ديدي يه خرس دنبالت كرد نترس!چون اون فهميده تو چه عسلي هستي 5.سلام تا نيم ساعت ديگه براي شام مي يام خونتون (ستاد ايجاد رعب و وحشت ميان خسيس ها!) 6.تك زنگ چيست؟باخبر شدن دو خسيس از هم ديگر 7.تكنولوژي پيشرفت كرده قبلا در ميزدن فرار مي كردن...حالا اس ام اس ميزنن درميرن 8.عشق هم چون نقاشيست با اين تفاوت كه نقاشي را مي توان پاك كرداما عشق را هرگز! 9.مردان افريننده ي كارهاي مهمند وزنان به وجود اورنده ي مردان.!( به نظرم مهم تر،هم ما خانم ها هستيم كه هم چين موجوداتي به وجود مي اوريم .اخه موجود قحطه!!!!!)هه هه هه (رو اب) 10.زنانيكه ميخواهندمردباشندزناني هستن كه نميدانندزن هستن.(مثلا خود من خيلي دوس داشتم پسر بودم) .الكساندردوما 11.چيزي كه زن دارد و مرد راتسخيرمي كند مهرباني اوست.نه سيماي زيبايش.ويليام شكسپير 12.زن زشت در دنيا وجود نداردفقط برخي از زنان هستندكه نمي توانند خود رازيباجلوه دهند(اصلامگه ميشه ما خانم ها زشت باشيم بااين همه نازو عشوه.. بر منكرش لعنت!).برناردشاو 13.هركجامردي يافت شد كه به مقامات عاليه رسيده يقينا زني پاكدامن اورا همراهي كرده است(بله ديگه ماخانم ها اينيم ديگه به قول ضياء( مجري برنامه ي نيمروز)كاري كه از دستمون بر مي ياد مگه نه؟ .شيلر 14.بگذارشيطنت عشق چشمان تورابگشايد.هرچند انجا جز رنج وپريشاني نباشداماكوري را به خاطر ارامش تحمل نكن.دكترشريعتي 15.عشق مزيت دوفرديست كه دائم سبب رنج و اندوه يكديگر مي شوند.(اگه اين نباشه چي باشه .والا) 16.عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم،عشق متعهداست مردم عهدشكن،عشق هميشه قابل اعتماداست اما مردم نيستند. 17.روزي مردي به خدا مي گه:خداياچرا اينقد زن رازيبا آفريدي؟خداميگه براي اينكه تو از اون خوشت بياد!بعد مرد يه سوال ديگه از خدا مي پرسه ميگه خدايا چرا زن را اينقد احمق افريدي ؟!خداميگه براي اينكه اون از تو خوشش بياد!(حالاشماقضاوت كنين كي بيشتر ضايع شده!البته بايدبه اين نكته هم توجه كرد كه مغازه دار(ماست فروش) هيچ وقت نميگه ماستم ترشه!)
2
نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 8:24 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() فقط براي خنده سلام به ناناسي هاي خودم چطورين؟ خوبين خوشين؟بازحمت هاي ما؟!بالاخره فاطي اومد بعد يه مدتي!ميدونم خيلي هاتون از دستم ناراحتيد چون بعضي از نظرات رو يه چند ماهي ميشه جواب ندادم باوركنيداز روبي معرفتي نيست خب سرم خيلي شلوغ بود(البته الان يكم سرم خلوت شده به زنم به تخته).واي چه قد دلم واستون تنگ شده بودهمونطور كه گفتم سرم يكم شلوغ بودوقت نكردم بهتون بسرم ولي قول ميدم جبران كنم .خودمونيماااااحسابي واسم تركوندينا مرسي. شما دوستاي گلم هميشه منو شرمنده ميكنيد با نظرات قشنگتون دركل ميخوام از همتون تشكركنم خيلي خجالت زدم كرديد.راستي بچه ها يادتونه ازتون پرسيدم اهنگ وبم پخش ميشه يانه؟شما گفتيد پخش نميشه!ميدونيدچرا پخش نميشد؟خب چون اون كد اهنگ مال ميهن بلاگ بوده نه بلاگفا(اين اصلا سوتي نبود!) اينم يه اپ بعد مدتي:
پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف
این بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
فرق درس خوندن دخترها و پسرها دخترها: بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ... يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:29 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() سخنان ارامش بخش(ومعنوي)
اگردوست مي خواهي خداكافي است
اگرمونس مي خواهي قرآن كافي است اگرثروت مي خواي قناعت كافي است واگر آرامش مي خواهي عبادت كافي است جواب تشكرراباتواضع،جواب كينه را با گذشت ،جواب بي مهري را با محبت
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:28 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() گل
تو چنان شبنم پاک سحری ؟ از آن پاکتری تو بهاری ؟ نه بهاران از توست از تو می گیرد وام هر بهار اینهمه زیبایی را هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو! ..... "" زندگی از تو و مرگم از توست.. " حمید مصدق "
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:28 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() يكي از شعرهاي مريم حيدرزاده
يعني ميشه كه مادوتا يه روزي به هم برسيم مهم فقط رسيدنه حتي اگه كم برسيميعني ميشه به جاي اشك رويه چشام سرمه باشه چرا تا حالا نشده شايد گناه من باشه
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() دكلمه
دكلمه
پروانه اگرسوخت فقط بال وپرش سوخت ديوانه ي توام كه از عشقت جيگرم سوخت
از خوردن ادمي زمين سير نشد
دل به دلدارسپردن كارهردلدار نيست
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() تست روانشناسي
تست روانشناسي
آنچه در زیر می خوانید یک تست علمی و یا روانشناسی واقعی نیست . بلکه بیشتر جهت سرگرمی و تنوع در مطالب وبلاگ ذکر گردیده است .
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() شعر
خانه ام ابري است بي بهار و بي بهانه ام چشم هاي خشك زنده رود را گريه مي كند دلم
آي ابرهاي هر كجا دمي با دل من و زمين بي بهار و رود تشنه گريه مي كنبد...؟؟؟
نااميدي هم چو گور افشاردت از دمش ميرد قوای زندگی
خفته با غم در ته يک چادر است
ضعف ايمان است و دلگيري است غم
ای که در زندان غم باشی اسير گر خدا داری ز غم آزاد شو
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() اگر واقعا عاشقش باشی
اگر واقعا عاشقش باشی
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود . اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است . اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است . اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید . اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد . اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید . اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست . اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست . اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد . اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند . اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید . اگر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست .
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 8:25 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() چندتوصيه به دخترها واسه اين كه يه پسر گيرشون بياد باحال ) يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه 2) ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. 3) در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم. 4) سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين. 5) تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد. 6) دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه. 7) پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون. 8) رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، دچار مشكل هستن...! 9) توي اجتماع فر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شاه دوماد ميسازن واستون. 10) يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11) در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه. 12) مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم. 13) سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه... 14) تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد. 15) بالاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.
2
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() داستا ن پسر نابینا سلام به دوستان عزيزم مرسي بابت نظراي قشنگتون خوشمان امد..بعضي از دوستان از اپ قبليم خششون اومد و بعضي ها هم انتقاد كردن كه بايد جواب بدم مثلا دوست عزيزمون م .ياس گفته چرا اين جمله ها رو درباره ي عشق گذاشتي كه اين جمله ها اين ها بودش """اسپانیایی ها میگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است "ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! "ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود" بايد بگم من اين جملات و نظريه ها رو از وب ديگه اي كپي كردم و چون خوشم اومد گذاشتم نه اينكه واقعا ديدگام به عشق اين ها باشه مخصوصا از ديدگاه ايرانيا ....يه جورايي واسه خنده بود نه واسه...بگذريم بالاخره تو اين دوروزمونه عشق ارزش خودشو از دست داده ديگه عشقايه واقعي مثل شيرينو فرهاد. ليلي و مجنون كم شده وشايدم ديگه نيست ! يه چيزه ديگه هم بايد بگم دو تا عاشق احمق نيستن و من با اين جمله خيلي موافق نيستم ولي با جمله اخرش كه ميگه با يك معذرت خواهي تموم ميشه رو تا حدي قبول دارم....بعضي ها ميگن عشق با هوس فرق ميكنه.. ولي من ميگم اينطوري نيست و دكتر علي شريعتي هم درباره ي عشق ميگويند كه عشق خود هوس هستش ولي باوجود اين هواهايه نفساني يه عاشق ميتونه خودشو پاك نگه داره و اونجايه كه مي گن يه عشق پاك وواقعي!هرچند عشق واقعي ومعشوق واقعي فقط خداست...نه خلق خدا..به هرحال من از اين كه بعضي از دوسوتان ناراحت شدن وبعضي نيز خوششون اومد درهر صورت عذر ميخوام منظوري نداشتم پس لطفا لبخند بزنيدو نظر بديد در پست قبليم واي چه قد حرفيدم
کاش بشه دلبستگی های ساده رو با عشق اشتباه نگیریم کاش بشه وقتی یکی دوسمون داره قدرشو خوب بدونیم کاش بشه خیلی راحت به عشق خیانت نکنیم کاش بشه بدون رودروایسی حرف دلو بزنیم کاش بشه .... کاش بشه خودمونو همونی که هستیم نشون بدیم کاش بشه رو حرفامون بمونیم کاش بشه گذشتو تو زندگیمون بیشتر کنیم کاش بشه خودخواهی رو کمتر کنیم کاش بشه...
پسری نابینا بدلیل مشکلات زندگی گدایی می کرد .کنار خیابان نشسته بود و کلاهی جلوی پاهای خود گذاشته بود . همراهش یک تخته سیاه بود که روی آن نوشته شده بود: یک نان کوچک برای خودش خرید و روز دوم همچنان در کنار خیابان نشست معلم دانشگاه از کنارش گذشت، با همدردی در کلاه پسر پولی انداخت. وقتی که نگاهش به جمله روی تخته سیاه افتاد، چند دقیقه با خود فکر کرد و جمله قبلی را پاک کرد و کلمات دیگری نوشت بعد از آن، پسر نابینا متوجه شد که افراد بیشتری به او برای تهیه غذا لباس و غیره کمک می کنند .روز دوم با شنیدن صدای قدم زدن مرد صدای پایش را شناخت و از او پرسید:جناب آقا، می دانم شما کیستید ؟ دیروز به من کمک کردید. از شما تشکر
می کنم. اگر ممکن است بگویید چه اتفاقی افتاده است ؟ مرد خندید و گفت:تغییرات کوچکی روی تخته سیاه دادم و نوشتم :
2
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() عكس هاي عاشقانه سلام دوستايه گوگولي (گوگلي9خودم خوبيد منم بد نيستم اندكي دلم و حالم گرفته ست يك دليل به خاطر اينه كه امروز روز اخر تعطيلاته و من حوصله مدرسه رفتن ندارم اخه اين مدير ضد حالمون ميخواد بعد عيد از همه ي درسا امتحان بگيره و من هيچ كدومشو نخوندم چون حالشو ندارم بگذريم بي خي خوش به حال شما كه امتحان ندارين به عشق تو زنده ام ، با یاد تو نفس می کشم و با خاطراتت جان میگیرم.
اسپانیایی ها میگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است "
ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! "
ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود" آره حالا میفهمین چرا حرفاتون واسم بی معنیه؟
برایت از احساسم مینویسم، بخوان! برایت از عشق میگویم ،همیشه با من بمان! من که برایت مانده ام ، تو نیز همیشه برایم بمان! من که خیلی بی وفایی دیده ام ، تو دیگر بی وفا نباش! حس کن مرا ، ببین که چه احساس عاشقانه ای به تو دارم! من که جز تو کسی را ندارم ، من که جز تو کسی را دوست ندارم! تو را از جنس خودم میدانم ، بدان که همیشه با تو وفادار میمانم! ارزش تو را بالاتر از عشق میدانم ، من که همیشه از دلتنگی تو گریانم! برایت از احساسم مینویسم ، با احساستر از همیشه بخوان! برایت از عشق سخن میگویم ، عاشقانه تر از گذشته گوش کن! ببین حال مرا ، این قلب مجنون مرا ، ببین که من در روزهای تنهایی اینگونه نبودم ، آنگاه که تو را دیدم بیمار شدم ، از درد عشق شکسته شدم ! حالا دوای این دردهایم تویی ، همدم و همزبان دل تنهایم تویی! بگو از عشق برایم ، میخواهم بشنوم صدای مهربانت را ، بگو از عشق برایم ، میخواهم آرام کنی دل پر از گناهم را.... این همان نواست ، این همان صدای آشناست..... همان صدایی که با آن به اوج عشق میرسم!
2
نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() رفیق بی کلک مادر! مادری برای دیدن پسرش مسعود ، مدتی را به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام Vikki زندگی می کند. کاری از دست مادر بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود. او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من می دانم که شما چه فکری می کنید ، اما من به شما اطمینان می دهم که من و Vikki فقط هم اتاقی هستیم . "حدود یک هفته بعد ، Vikki پیش مسعود آمد و گفت : " از وقتی که مادرت از اینجا رفته ، قندان نقره ای من گم شده ، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته باشد ؟ "مسعود هم در جواب گفت: خب، من شک دارم ، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد. او در ایمیل خود نوشت :مادر عزیزم، من نمی گم که شما قندان را از خانه من برداشته اید، و در ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتید . اما در هر صورت واقعیت این است که قندان از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده. چند روز بعد ، مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود : پسر عزیزم، من نمی گم تو کنار Vikki می خوابی! ، و در ضـــمن نمی گم که تو کنارش نمی خوابی . اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او در تختخواب خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا کرده بود.
2
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 6:59 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() علی اضحابی(غریبه)جوک0ضد دخترو پسر)
كي مي توه بعد تو محرم راز من بشه
كي مي تونه بعد تو همه نياز من بشه كي جاتو مي گيره و درد دلامو گوش مي ده كي ديوونه كردنو مثل چشات خوب بلده بعضي وقتا مي يامو مي بينمت وقتي كه غنچه بودي خودم بايد مي چيدمت كي به جامن شبا برات لالايي مي خونه شنيدم اون غريبه قدر تو رو نمي دونه غريبه تو رو خدا عشقمو اذيت نكني قول مردونه بده بهش خيانت نكني قول بده چشاي اون هيچ موقع اشكو نبينه قول بده كه هيچ شبي چشم انتظارت نشينه غريبه غريبه بگو كه عاشقشي هميشه اونو دوست داري حالا كه يار توئه هيچي براش كم نذاري ![]() ![]() جوك 1:خداوند زن را افريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نمي رد هدف خداوند از آفرينش مردها چه بود هدف خاصي نبود گل اضافي بود نسخه ازمايشي بود اصلا كار خدا نبود 2:چرا خداوند مردهارا از روي زمين بر نمي دارد از نظر خدا مردها وجود خارجي ندارند مگه ما روي زمين مرد هم داريم وجود اينگونه درندگان براي موازنه جمعيت روي زمين لازمه حالا چه عجله ايه؟ 3:اگر خداوند مردها را نمي افريد چي مي آفريد؟ چيز خاصي نمي افريد پيراشكي خروس دريايي فضاي خالي 4:اگر جمعيت مردها منقرض شود چه مي شود مگه قراره اتفاقي بيفته خارشتر كويرلوت كه افت نداره اكوسيستم به شرايط بدون انگل بر مي گردد يه هيولا كمتر دنيا قشنگتر 5:چه وقت مردها عاشق مي شوند؟ چه وقت مردها عاشق نمي شوند هر وقت مامانشون بگه چون يكدفعه عاشق مي شن خودشونم نمي دونن كي عاشق مي شن! يكي از همين روزا 6:قلب پسرها مثل پاركينگي است كه هيچ وقت تابلوي ظرفيت تكميل بر در ان ديده نمي شود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است كه مدت ماندن يك هواپيما در ان بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد 7:يادت باشه دنباله 3 چيز ندويي 1اتوبوس2مترو3دختر حالا چرا چون هر كدومشون برن 10 دقيقه بعد يكي ديگه مي ياد! 8:ترس يه پسر از ازدواج دل بستن به يه دختر نيست !!!!!بلكه دل بريدن از بقيه دختر هاست 9:قانون دوم نيوتن :عشق در پسر ها از بين نمي رود بلكه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد 10:قلب پسر ها مثل هتل پنج ستارست معلوم نيست كي مياد توش كي مي ره بيرون!ولي قلب دختر ها مثل قبرستونه يكي كه مي ره توش بر گشتنش با خداست! 11:پسر :مامان مردي ارزوها بر اسب سفيد يعني چي مامان:يعني يه خري مثل بابات 12:پسر:مامان تو چطوري منو به دنيا آوردي مامان:عزيزم از اينترنت دانلودت كردم! 13:از يه ني ني مي پرسن عشق يعني چي مي گه بزالي اونم از پفكت بخوله گفتم چند تا جوك بذار م تا اينقد نگيد غم گيني راستي منو نزنيداااا گناه دارم خوب قصد فقط خندست پس بخنديد ادب را فراموش نكنيد
2
نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() داستان عاشقانه ی یه دخترو پسر پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت
كنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت
كنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.
با خودش میگفت:میدونی كه من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا كنی..ولی این بود
اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و
دیگر چیزی نفهمید...
با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت كنید..درضمن این نامه برای شماست..!
میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)
2
نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() عكس هاي عاشقانه(شعرعاشقانه)
سلام خوبيددوستايه گل خودم منم خوبم اخه امروز كه پنچ شنبه ست نرفتم مدرسه بابچه ها دست به يكي كرديم كه نريم مدرسه(اخه ديگه كي حال مدرسه رفتن داره)خلاصه خيلي حال ميده امروزنري مدرسه شماهم اگه بعدازظهرهستيدنريداااااخب طبق معمول هم كه بايد ازعزيزان معذرت بخوام واسه دير جواب دادن به كامنتا !راستي يكي از دوستان واسم نظر گذاشته كه تويه خواب حضرت زينب شفا دادش (خب خدا همه مريضاروشفابده ماكه بخيل نيستيم) وگفته اين واسه بيست نفربايد بگي من ميخوام بگم حضرت زينب كجاراضي به اذيت ديگران ميشه آخه بعدم ميگن وقتي خوب يه امامي رو ديدي واسه كسي تعريف نكن نه اينكه واسه ملت بگي !منم اينو گفتم اينجا كه ازش تشكركنم كه يه ملتو سركارگذاشته
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند *** حقیقت انسان به آن چه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش فرا بسپار
*** همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای
*** چه خوب می شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را باهوس و حقیقت رابا واقعیت و حلال را با حرام و دنیا رابا عقبی و رحمان را با شیطان
*** در عزای عشق نشسته ام و هیچ نمی گویم همه گویند که ... هی !! فلانی عاشق است ؟؟؟
***
وقتی از کسی کینهای به دل میگیری در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و برای او جایی تعیین کردهای. سعی کن خانه دلت را تنها از دوستان پرکنی و هرگز گوشهای از آن را در اختیار دشمنان نگذاری
***
به من میگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگویی بمیر می میرم . . . . . . . باورم نمی شد . . . . فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . ! سالهاست که در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم
*** آغوش پارکینگی است که جریمه ندارد !!! بوسه تصادفی است که خسارت ندارد !!! . . . . . چیه دنبالم راه افتادی !؟
***
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
***
اشکی که بیصداست پشتی که بیپناست دستی که بسته است پایی که خسته است دل را که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بیبهاست شرمی که آشناست دارایی من است ارزانی شماست
*** شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
***
شکوه ای نیست ز طوفان حوادث ما را دل به دریا زدگان خنده به سیلاب کنند *** ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است ***
چقدر عجیبه : تا وقتی مریض نباشی کسی برات گل نمیاره تا فریاد نزنی کسی به سویت باز نمیگرده تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد و تا وقتی که نمیری کسی تو رو نمیبخشه
*** هیچ وقت رازت رو به کسی نگو. وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگهای برات راز نگهدار
*** تو را آتش عشق اگر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت. (مولوی)
*** قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یک رنج و در دیگری شادی زندگی می کند. نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود. (فرانسیس کافکا
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 8:2 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() عاشق شدم
دل من عاشق شده آي زونه
ازوقتي رفتي اين دل هي مي گيره بهونه همش از دوري تو اين دل مي خونه مي دونم نمي ياي ديگه اي دل نگيربهونه مي دوني از وقتي رفتي دل پرخونه؟ دل من فقط مي خواد باتو بمونه نه به خدا فقط پايه اويكه رفته درميونه
2
نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() ببخش اگه از منو تو..(شعر)
سلام عزيزانم مي خوام بهتون بگم كه ببخشيد نمي تونم زود به زود به نظراتتون جواب بدم ولي حدالامكان سعي مي كنم كه به نظراتتون جواب بدم n
ببخش اگه از من و تو يه عكس خوشگل كشيدم ببخش اگه رو كاغذم عكس دوتا دل كشيدم ببخش اگه تو قلب من جز تو كسه ديگه نبود دوست داشتنت براي من يه اشتباه سده بود وقتي كه ديدمت برام يه حس تازه اي بودي گل من كاشكي تو سرنوشت من يه عشق واقعي بودي گل من دل بستم از رو سادگي شدي همه دنياي من مي بخشمت حالا كه نيست پيش تو ديگه جاي من نمي دونستم كه مي خواي ساده ازم دل بكني ببخش كه فكر كرده بودم فقط ديوونه مني نذاشتي هيچ بهونه اي واسه دوباره ديدنت گلاتو بردارو برو دوست ندارم ببينمت خوبيد؟يا نه
2
نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() قالب وبلاگ
سلام دوستايه گلم خيلي وقته اپ نكردم اخه وقت ندارم فقط قالب وبمو عوض كردم اميدوارم خوشتون بياد
قالب وبو ازوبلاگ الهه عزيزم ادرسشو پيدا كردم اميدوارم ناراحت نشه كه ... اخه خيلي خوشم اومد ازش
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() سلام دوستاي گلم
سلام دوستا ي گلم دلم براتون يه ذره شده بود
اين شعرم تقديم به شما كاش مي شد طلوع مي كردي با من از نو شروع مي كردي خنده ات دلنشين صدايت گرم مثل خورشيد دستهايت گرم گرچه از غربتو سفر خواندي خوب مي شد اگر كه مي ماندي باز در كوچه هاي دلتنگي منو ني نواي دلتنگي
2
نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() درمورد قالب جديدم نظر بديد
دستايه گلم من اي دي ندارم كه بخوام از طريق ايميل جواب هاتونو بدم س لطف كنيد خصوصي نظر نديد تا بعدا هر وقت كه اومدم بيام جواب نظراتتون رو همونجايي كه نظر داديد بدم اون شعرم كه گفتيد از كيه منو ديگه نمي خواي رو از تو رايانم نوشتم نمي دونم از كيه ولي هر وقت پيداش كردم بهتون مي گم از كيه
كدوم يكيش خوشگله اين جديديه يا قبليهههههههههه
2
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() فاصله...
سلام بروبچس خوفيد من اومدم(خوش اومدم)دلم واسه همتون تنگ شده بودخلاصه كه رفتيم شمال و اردبيل ، شمال كه خيلي گرم بود من كه حسابي سياه شدم والبته اونجا كه بوديم پوستم سوخته بودخيلي گرم بود شمال فقط مي گي رفتي آفريقا اما اردبيل چه هواي خنكي داشت چه دختراي خوشگلي وااي پسراش كه ديگه جاي خود دارند آدم مي خواست بخوردشون خلاصه اينكه ....... بي خيال اين شعرو بچسبيد......... فاصله فاصله قدرت نداره كه تورو ازم بگيره، دستاتوبذارتودستام تاكه فاصله بميره اگه فاصله بميره توروتوبغل مي گيرم تويِ آغوش قشنگت مثل فاصله مي ميرم
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() فعلا باي دوستان
سلام برو بچس خوفيد من اين پنج شنبه جمعه احتمال داره بريم مسافرت تا ده روز اينا
دلم واستون تنگ ميشه........ فقط يه خواهشي ازتون دارم شما كه اين همه زحمت مي كشيد نظر مي ديد خصوصي نظر نديد لطفا تحت هيچ شرايطي باشه ممنون مي شم خصوصي نظر نديدوديگه اينكه من مي يام جواب نظراتتون رو تو وبلاگتون مي دم شما هم جواب نظراتم رو بياييد تو وبلاگ جواب بديد البته خصوصي نه باشه به اميد ديدار دوباره اگربارگران بوديمو رفتيم اگر نامهربان بوديمو رفتيم به اميد ديدار دوباره
2
نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() بخوانيدوبياموزيد
قصه هاي خواندني
ارامش وناارامي يه پسرودختركوچولوداشتن با هم بازي مي كردن. پسركوچولويه سري تيلهودختركوچولوچندتايي شيريني باخودش داشت.پسركوچولوبه دختركوچولوگفت من همه تيله هامو بهت مي دم تو هم همه شيرينيهاتو بده به من . دختركوچولوقبول كرد.پسركوچولو بزرگترين قشنگ ترين تيله رو يواشكي برداشت واسه خودش گذاشت كنارو بقيه رو به دختركوچولوداد.امادختركوچولوهمون جوري كه قول داده بود تمام شيريني هاشو به پسرك داد. همون شب دختر كوچولو با آرامش تمام خوابيد و خوابش برد.ولي پسركوچولونمي تونست بخوابه چون به اين فكرمي كرد همونطوري كه خودش بهترين تيله شو يواشكي پنهان كرده شايددختركوچولوهم مثل اون يه خورده از شيريني هاشو قايم كرده وهمه شيريني هاروبهش نداده. نتيجه اخلاقي عذاب وجدان هميشه مال كسي هست كه صادق نيست و ارامش مال كسي هست كه صادق هست ولذت دنيا مال كسي نيست كه باآدم صادق زندگي مي كند، آرامش دنيامال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي مي كند.
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط fatemeh || |
![]() چشم به راه
چشمم به ره آمدن او باشد
دل درتب وتاب ديدن اوباشد اي كاش دل و ديده وجانم همگي چون گوش پرازشنيدن او باشد
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() مسافر
دعاكنيد بيايدمسافري كه نيامد
به كوچه چشم بدوزم به عابري كه نيامد دوباره باقلم عشق، تمام فاصله هارا غزل غزل بنويسم به شاعري كه نيامد....
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() پنجره...
چقدردلتنگ آيينه ام
وبه هيچ ستاره اي نگاه نمي كنم اين را پنجره اي كه غزل هايم راربود مي دانست وازهمان روزبودكه دانستم پنجره اگرنبود، عشق زيرسوال مي رفت
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]() `پويابياتي
بگيدبباره بارون،دلمهواشوكرده
بگيدتموم شدم من ،بگيدكه برنگرده بهش بگيدشكستم بهش بگيدبريدم نه اون به من رسيدو نه من به اون رسيدم برهنه زيربارون،خراب و دربو داغون ازادمافراري ،از عاشقاگريزون بزاركسي نبينه غرورگريه هامو بزار كسي نفهمه غم تو خنده هامو.....
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]()
لحظه هاي آخرِِِه بايد ديگه جدابشم
گريه نكن عزيزمن خدانخواست باهم باشيم توروخداديگه بروموندنم؛باتوگناهِ نه،تونگاهت دم آخريه چيزي بود كه نگفتي آخ شايد دوسش نداري كاش اينو بهم مي گفتي بميرم وقت جدايي اشكاتو پنهوم مي كردي ديدمت وقتي كه رفتي يه گوشه گريه مي كردي رفتيوباورمن نيست كه ديگه نيستي كنارم يادگارت، خاطرات ، ديگه هيچ چيزي ندارم
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 9:10 قبل از ظهر توسط fatemeh || |
![]()
|
![]() بسم الله الرحمن الرحيم
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِين من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من، من خودم بودم ويک حس غريب که به صدعشق و هوس ميارزيد عندليبي كه به هر غنچه دلش مي لرزد بهتر انست كه به گلستان نرود سلام به همه ي دوستان عزيزوگرامي.مرسي كه به وبلاگم سرمي زنيدونظرميديد(واقعاًخوشحال مي شم نظرات قشنگتون رو مي خونم مخصوصاً وقتي بيشتر از روزاي قبل ميشه )راستي اگه كسي خواست منوبلينكه با عنوان وبلاگم بلينكه مرسي وبعد خبرم كنه تا منمبلينكمش ؛ اينم بگم كه من 16سالمه ( متولد73)با همه هم لينك تو لينك مي شم منتظرتونمااااا يه چيز ديگه خصوصي هم نظر نذاري چون جواب داده نميشه (ولي بعضي موقع ها اشكال نداره)خوشحال ميشم در خوب بودن وبم به من كمك كنيدوپيشنهاد بدين كاربران عزيز:اگه از وبلاگم خوشتون اومد نهايت كم لطفيتونه كه بدون نظر بريد پس لطف كنيد نظر بذاريد من هم در همون جايي كه نظر گذاشتيد جواب نظرتونو مي دم (ولي خصوصي نه ها) وقتي دلم شکسته ميشه خدا جون ... مي خوام که در کنار من ،دل شکسته و دل بريده... جز تو نباشه.، حضور تو که باشه..... حضور تو که احساس بشه آدم راحت تر ميتونه بغض دلشو بشکنه و،.هاي هاي گريه کنه.... گريه کنه بي اينکه نگاههاي ترحم انگيز و گاه پر ازملامت کسي روت سنگيني کنه خب اين وبلاگ چند تا قانون داره: 1.ورود افراد بي جنبه و بي ادب مطلقا ممنوع هست 2.خصوصي نظرنذاريد چون جواب داده نميشه(ولي اگه نظرتون خيلي خصوصي بود اخرش بنويسيد تاييد نشودبعد خودم سانسورش ميكنم) 3.وقتي اپ ميكنم نميتونم همه رو خبر كنم شرمنده 4.اگه دوس داشتين مي تونيد مطالب وبمو در وبلاگتون قرار بدين البته فقطبا ذكر منبع 5.برخلاف بقيه جاها اينجا بي معرفتا از تو لينكام حذف نميشن هر كس هم چين قانوني داره كه بي معرفتا حذف ميشن بهم بگه تاباهش تبادل لينك نكنم چون از اين قانون خوشم نمي ياد 6.افراد كم توقع بهم سر بزنن 7.هركي بياد اينجا ونظرنده ايشالا بچش كچل شه(شوخي كردم راحت باشيد) 8.اگه دير به نظرات جواب دادم ناراحت نشيد وبه بزرگي خودتون ببخشيد 9. هر كي لوگو داره بهم بگه تا در وبم قرار بدم كد لوگوي من رو هم در وبتون قرار بديد مرسسي
عكس خوشجل
|